تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غزليات خواجوى كرمانى ( فارسى ) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦

491 [ ماه يا جنّتست يا رخسار ]

ح
ماه يا جنّتست يا رخسار * شهد يا شكّرست يا گفتار آهوان صيد مردمند و دلم * صيد آن آهوان مردم‌دار كار ما با ستمگرى افتاد * كه بجز قصد ما ندارد كار گل صدبرگ را ببايد ساخت * فصل نوروز با نواى هزار پيش عشّاق لطف باشد قهر * نزد مشتاق فخر باشد عار دل بىمهر كى شود روشن * مرغ بىبال كى بُود طيّار چه زند عقل با تطاول عشق * چكند صيد در كمند سوار مرغ وحشى اگر عقاب شود * نكند كركسان چرخ شكار كامت از دار مىشود حاصل * گام برگير و كام دل بردار نامهء نانوشته بيش مخوان * قصهء ناشنوده پيش ميار آتش دل بسوخت خواجو را * و قنا ربّنا عذاب النار

492 [ اى نغمهء خوشت دم داود را شعار ]

ح
اى نغمهء خوشت دم داود را شعار * وى عندليب را نفست كرده شرمسار انفاس روح‌بخش تو جان را حيات‌بخش * و اعجاز عيسوى ز دمت گشته آشكار دستان‌سراى گلشن روحانيون ز شوق * بردارد از نواى خوشت نغمهء هزار وين چرخ چرخ‌زن ز سماع تو هر زمان * چون صوفيان بچرخ درآيد هزار بار اى بس كه بلبل سحر از شوق نغمه‌ات * بر سر زند بسان مگس دست اضطرار مرغ چمن كه رود زن بزم گلشنست * پر مىزند ز شوق تو بر طرف جويبار با لحن دل‌فريب تو هنگام صبحدم * بر عندليب قهقهه زد كبك كوهسار قولت چو با عمل به فروداشت مىرسد * برگو غزل ترانه ازين بيشتر ميار بلبل ز بام و زير تو با نغمه‌هاى زير * خواجو به زير بام تو با ناله‌هاى زار