491 [ ماه يا جنّتست يا رخسار ]
ح
ماه يا جنّتست يا رخسار * شهد يا شكّرست يا گفتار
آهوان صيد مردمند و دلم * صيد آن آهوان مردمدار
كار ما با ستمگرى افتاد * كه بجز قصد ما ندارد كار
گل صدبرگ را ببايد ساخت * فصل نوروز با نواى هزار
پيش عشّاق لطف باشد قهر * نزد مشتاق فخر باشد عار
دل بىمهر كى شود روشن * مرغ بىبال كى بُود طيّار
چه زند عقل با تطاول عشق * چكند صيد در كمند سوار
مرغ وحشى اگر عقاب شود * نكند كركسان چرخ شكار
كامت از دار مىشود حاصل * گام برگير و كام دل بردار
نامهء نانوشته بيش مخوان * قصهء ناشنوده پيش ميار
آتش دل بسوخت خواجو را * و قنا ربّنا عذاب النار
492 [ اى نغمهء خوشت دم داود را شعار ]
ح
اى نغمهء خوشت دم داود را شعار * وى عندليب را نفست كرده شرمسار
انفاس روحبخش تو جان را حياتبخش * و اعجاز عيسوى ز دمت گشته آشكار
دستانسراى گلشن روحانيون ز شوق * بردارد از نواى خوشت نغمهء هزار
وين چرخ چرخزن ز سماع تو هر زمان * چون صوفيان بچرخ درآيد هزار بار
اى بس كه بلبل سحر از شوق نغمهات * بر سر زند بسان مگس دست اضطرار
مرغ چمن كه رود زن بزم گلشنست * پر مىزند ز شوق تو بر طرف جويبار
با لحن دلفريب تو هنگام صبحدم * بر عندليب قهقهه زد كبك كوهسار
قولت چو با عمل به فروداشت مىرسد * برگو غزل ترانه ازين بيشتر ميار
بلبل ز بام و زير تو با نغمههاى زير * خواجو به زير بام تو با نالههاى زار