تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غزليات خواجوى كرمانى ( فارسى ) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣

484 [ زهى تارى ز زلفت مشگ تاتار ]

س
زهى تارى ز زلفت مشگ تاتار * گل روى تو برده آب گلنار از آن پوشم رخ از زلفت كه گويند * نمىبايد نمودن زر بطرّار بود بىلعل همچون ناردانت * دلم پرنار و اشكم دانهء نار اگر ناوك نمىاندازد از چيست * كمان پيوسته بر بالين بيمار چو عين فتنه شد چشم تو چونست * كه دائم خفته است و فتنه بيدار دو چشم سيل‌بار و روى زردم * شد اين رودآور و آن زعفران زار مرا بت قبله است و دير مسجد * مرا مى زمزمست و كعبه خمّار دل پردرد را دردست درمان * تن بيمار را رنجست تيمار چو انفاس عبيرافشان خواجو * ندارد نافه‌اى در طبله عطّار

485 [ مسيح وقتى ازين خسته دم دريغ مدار ]

ش
مسيح وقتى ازين خسته دم دريغ مدار * ز پا درآمدم از من قدم دريغ مدار ورم قدم به عيادت نمىنهى بارى * تفقدى به زبان قلم دريغ مدار بساز با من دم بسته و كليد نجات * از اين مقيّد دام ندم دريغ مدار اگر دريغ ندارى نظر ز خسته‌دلان * ازين شكستهء دلخسته هم دريغ مدار بعزم كعبهء قربت چو بسته‌ايم احرام * ز ما سعادت وصل حرم دريغ مدار به شادمانى ارت دست مىدهد آبى * ز تشنگان بيابان غم دريغ مدار نواى پرده‌سرايان بزمگاه وجود * ز ساكنان مقام عدم دريغ مدار اگر شفا نفرستى به خستگان فراق * ز بستگان ارادت الم دريغ مدار چو عندليب گلستان فقر شد خواجو * ازو شمامهء باغ كرم دريغ مدار

486 [ ايا صبا گرت افتد بكوى دوست گذار ]

ح
ايا صبا گرت افتد بكوى دوست گذار * نيازمندى من عرضه ده به حضرت يار ببوس خاك درش وانگه ار مجال بود * سلام من برسان و پيام من بگزار بگو كه اى مه نامهربان مهرگسل * نگار لاله‌رخ سروقد سيم‌عذار
غزليات خواجوى كرمانى ( فارسى ) — صفحة 223 | محمود بن على خواجوى كرمانى / حميد مظهرى