484 [ زهى تارى ز زلفت مشگ تاتار ]
س
زهى تارى ز زلفت مشگ تاتار * گل روى تو برده آب گلنار
از آن پوشم رخ از زلفت كه گويند * نمىبايد نمودن زر بطرّار
بود بىلعل همچون ناردانت * دلم پرنار و اشكم دانهء نار
اگر ناوك نمىاندازد از چيست * كمان پيوسته بر بالين بيمار
چو عين فتنه شد چشم تو چونست * كه دائم خفته است و فتنه بيدار
دو چشم سيلبار و روى زردم * شد اين رودآور و آن زعفران زار
مرا بت قبله است و دير مسجد * مرا مى زمزمست و كعبه خمّار
دل پردرد را دردست درمان * تن بيمار را رنجست تيمار
چو انفاس عبيرافشان خواجو * ندارد نافهاى در طبله عطّار
485 [ مسيح وقتى ازين خسته دم دريغ مدار ]
ش
مسيح وقتى ازين خسته دم دريغ مدار * ز پا درآمدم از من قدم دريغ مدار
ورم قدم به عيادت نمىنهى بارى * تفقدى به زبان قلم دريغ مدار
بساز با من دم بسته و كليد نجات * از اين مقيّد دام ندم دريغ مدار
اگر دريغ ندارى نظر ز خستهدلان * ازين شكستهء دلخسته هم دريغ مدار
بعزم كعبهء قربت چو بستهايم احرام * ز ما سعادت وصل حرم دريغ مدار
به شادمانى ارت دست مىدهد آبى * ز تشنگان بيابان غم دريغ مدار
نواى پردهسرايان بزمگاه وجود * ز ساكنان مقام عدم دريغ مدار
اگر شفا نفرستى به خستگان فراق * ز بستگان ارادت الم دريغ مدار
چو عندليب گلستان فقر شد خواجو * ازو شمامهء باغ كرم دريغ مدار
486 [ ايا صبا گرت افتد بكوى دوست گذار ]
ح
ايا صبا گرت افتد بكوى دوست گذار * نيازمندى من عرضه ده به حضرت يار
ببوس خاك درش وانگه ار مجال بود * سلام من برسان و پيام من بگزار
بگو كه اى مه نامهربان مهرگسل * نگار لالهرخ سروقد سيمعذار