31 [ خرقه رهن خانهء خمّار دارد پير ما ]
س
خرقه رهن خانهء خمّار دارد پير ما * اى همه رندان مريد پير ساغرگير ما
گر شديم از باده بدنام جهان تدبير چيست * همچنين رفتست در عهد ازل تقدير ما
سرو را باشد سماع از نالهء دلسوز مرغ * مرغ را باشد صداع از نالهء شبگير ما
داورى پيش كه شايد برد اگر بىموجبى * خون درويشان بىطاقت بريزد مير ما
هم مگر لطف تو گردد عذرخواه بندگان * ورنه معلومست كز حد مىرود تقصير ما
صيد آن آهوى روبهباز صياد توئيم * ما شكار افتاده و شير فلك نخجير ما
تا دل ديوانه در زنجير زلفت بستهايم * اى بسا عاقل كه شد ديوانهء زنجير ما
از خدنگ آه عالمسوز ما غافل مشو * كز كمان نرم زخمش سخت باشد تيرماه
ره مده در خانقه خواجو كسى را كاين نفس * با جوانان عشرتى دارد به خلوت پير ما
32 [ آب آتش مىبرد خورشيد شبپوش شما ]
ح
آب آتش مىبرد خورشيد شبپوش شما * مىرود آب حيات از چشمهء نوش شما
شام را تا سايبان روز روشن ديدهام * تيره شد شام من از صبح سحرپوش شما
در شب تاريك خورشيدم در آغوش آمدى * همچو زلف ار بودمى يك شب در آغوش شما
ازچهرو هندوى مهپوش شما در تاب شد * گر به مستى دوشم آمد دوش بر دوش شما
اى ز روبهبازى آهوى شما در عين خواب * شيرگيران گشته مست از خواب خرگوش شما
مردم چشم عقيقافشان لؤلؤبار من * گشته دُرپاش از لب درپوش خاموش شما
حلقهء گوش شما را تا بود مه مشترى * مشترى باشد غلام حلقه در گوش شما
عيب نبود چون بخوان وصل نبود دسترس * گر به درويشى رسد بوئى ز سرجوش شما
آب حيوانست يا گفتار خواجو يا شكر * ماه تابانست يا گل يا بناگوش شما
33 [ آن تن ماست يا ميان شما ]
ش
آن تن ماست يا ميان شما * وان دل ماست يا دهان شما
اگر آن ابرو است و پيشانى * نكشد هيچكس كمان شما
جز كمر كيست آنكه مىگنجد * يك سر موى در ميان شما