450 [ بخشم رفتهء ما گر به صلح بازآيد ]
ش
بخشم رفتهء ما گر به صلح بازآيد * سعادت ابدى از درم فراز آيد
حكايت شب هجر و حديث طرّه دوست * اگر سواد كنم قصهاى دراز آيد
چو ياد قامت دلجوى او كند شمشاد * رود به طرف لب جوى و در نماز آيد
برآيد از دل مشتاق كعبه نالهء زار * اگر به گوش وى آوازهء حجاز آيد
كجا بملك جهان سر درآورد محمود * اگر چنانك گداى در اياز آيد
زهى سعادت آنكس كه از پى مقصود * رود بطالع سعد و سعيد بازآيد
كى از هواى تو باز آيدم دل مجروح * كه پشّه باز نيايد چو صيد بازآيد
دلى كه در خم زلفت فتاد اگر سنگست * ز مهر روى تو چون موم در گداز آيد
چو عود هركه ز عشّاق دم زند خواجو * ز سوز فارغ و از ساز بىنياز آيد
451 [ بلبل دلشده از گل بچه رو بازآيد ]
ح
بلبل دلشده از گل بچه رو بازآيد * كه دلش هر نفس از شوق به پرواز آيد
آنكه بگذشت و مرا در غم هجران بگذاشت * باز نايد و گر آيد ز سر ناز آيد
همدمى كو كه برو عرضه كنم قصّه شوق * هم دل خسته مگر محرم اين راز آيد
از سر كوى تو هر مرغ كه پرواز كند * جان من نعرهزنان پيش رهش بازآيد
هر نسيمى كه از آن خطّه نيايد با دست * خنك آن باد كه از جانب شيراز آيد
ما دگر در دهن خلق فتاديم و ليك * چاره نبود زر اگر در دهن گاز آيد
لالهرخساره به خون شويد و سيراب شود * سرو كوتاه كند دست و سرافراز آيد
بلبلى را كه بود برگ گلش در دم صبح * بجز از ناله شبگير كه دمساز آيد
گر سگ كوى تو بر خاك من آواز دهد * جان من با سگ كوى تو به آواز آيد
ور چو چنگم بزنى عين نوازش باشد * ساز بىضرب محالست كه بر ساز آيد
بلبل دلشده گلبانگ زند خواجو را * كه درين فصل كسى از گل و مى بازآيد ؟