تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غزليات خواجوى كرمانى ( فارسى ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨

450 [ بخشم رفتهء ما گر به صلح بازآيد ]

ش
بخشم رفتهء ما گر به صلح بازآيد * سعادت ابدى از درم فراز آيد حكايت شب هجر و حديث طرّه دوست * اگر سواد كنم قصه‌اى دراز آيد چو ياد قامت دلجوى او كند شمشاد * رود به طرف لب جوى و در نماز آيد برآيد از دل مشتاق كعبه نالهء زار * اگر به گوش وى آوازهء حجاز آيد كجا بملك جهان سر درآورد محمود * اگر چنانك گداى در اياز آيد زهى سعادت آن‌كس كه از پى مقصود * رود بطالع سعد و سعيد بازآيد كى از هواى تو باز آيدم دل مجروح * كه پشّه باز نيايد چو صيد بازآيد دلى كه در خم زلفت فتاد اگر سنگست * ز مهر روى تو چون موم در گداز آيد چو عود هركه ز عشّاق دم زند خواجو * ز سوز فارغ و از ساز بىنياز آيد

451 [ بلبل دل‌شده از گل بچه رو بازآيد ]

ح
بلبل دل‌شده از گل بچه رو بازآيد * كه دلش هر نفس از شوق به پرواز آيد آنكه بگذشت و مرا در غم هجران بگذاشت * باز نايد و گر آيد ز سر ناز آيد همدمى كو كه برو عرضه كنم قصّه شوق * هم دل خسته مگر محرم اين راز آيد از سر كوى تو هر مرغ كه پرواز كند * جان من نعره‌زنان پيش رهش بازآيد هر نسيمى كه از آن خطّه نيايد با دست * خنك آن باد كه از جانب شيراز آيد ما دگر در دهن خلق فتاديم و ليك * چاره نبود زر اگر در دهن گاز آيد لاله‌رخساره به خون شويد و سيراب شود * سرو كوتاه كند دست و سرافراز آيد بلبلى را كه بود برگ گلش در دم صبح * بجز از ناله شبگير كه دمساز آيد گر سگ كوى تو بر خاك من آواز دهد * جان من با سگ كوى تو به آواز آيد ور چو چنگم بزنى عين نوازش باشد * ساز بىضرب محالست كه بر ساز آيد بلبل دل‌شده گلبانگ زند خواجو را * كه درين فصل كسى از گل و مى بازآيد ؟