تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غزليات خواجوى كرمانى ( فارسى ) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤

441 [ مهرهء مهر چو از حقّه مينا بنمود ]

ح
مهرهء مهر چو از حقّه مينا بنمود * ماه من طلعت صبح از شب يلدا بنمود گوشوار زرش از طرف بناگوش چو سيم * گوئى از جرم قمر زهرهء زهرا بنمود سرو را در چمن آواز قيامت بنشست * چون سهى سرو من آن قامت رعنا بنمود صوفى از خرقه برون آمد و زنّار ببست * چون بت من گرهء زلف چليپا بنمود گفتمش مرغ دلم از چه به دام تو فتاد * دانهء خال سيه بر رخ زيبا بنمود غم سوداى ترا شرح چه حاجت چو دلم * بر رخ زرد اثر سرّ سويدا بنمود چشم جادوى تو چون دست برآورد بسحر * رخت از لفت چو ثعبان يد بيضا بنمود به شكرخنده در احياى دل خسته‌دلان * لب جانبخش تو اعجاز مسيحا بنمود چشم خواجو چو سر حقهء گوهر بگشود * لعل ناب از صدف لؤلئى لالا بنمود شاهد مهوش طبعش بشكر گفتارى * اى بسا شور كه از لعل شكرخا بنمود

442 [ چشمت دل پر ز تاب خواهد ]

س
چشمت دل پر ز تاب خواهد * مستست از آن كباب خواهد كام دل من بجز لبت نيست * سرمست شراب ناب خواهد از من همه رنگ زرد خواهى * آخر كه زر از خراب خواهد ! چشم توام اشك جويد از چشم * مخمور مداوم آب خواهد شد گريه و ناله مونس من * مىخواره مى و رباب خواهد از روى تو ديده چون كند صبر * گازر همه آفتاب خواهد از خواب نمىشكيبدت چشم * بيمار هميشه خواب خواهد جان وصل تو بىرقيب جويد * دل روى تو بىنقاب خواهد چون خاك درش مقام خواجوست * دورى ز وى از چه باب خواهد
غزليات خواجوى كرمانى ( فارسى ) — صفحة 204 | محمود بن على خواجوى كرمانى / حميد مظهرى