تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غزليات خواجوى كرمانى ( فارسى ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧

425 [ مشنو كه چراغ دل من روى تو نبود ]

ش
مشنو كه چراغ دل من روى تو نبود * يا ميل من سوخته‌دل سوى تو نبود مشنو كه هرآن‌كس خبر از عالم جانست * آئينه جانش رخ دلجورى تو نبود مشنو كه سر زلف عروسان بهارى * آشفتهء آن سنبل گلبوى تو نبود مشنو كه دل خستهء ديوانه ما را * شوريدگى از سلسلهء موى تو نبود مشنو كه گر آن طرّهء زنگىوش هندوست * ترك فلكى بندهء هندوى تو نبود مشنو كه چو در گوشهء محراب كنم روى * چشمم همه در گوشهء ابروى تو نبود مشنو كه گر از هر دوجهان روى بتابم * مقصود من از هر دوجهان روى تو نبود مشنو كه شبى تا سحر از آتش سودا * منزلگه من خاك سر كوى تو نبود مشنو كه پريشانى و بيمارى خواجو * از زلف كژ و غمزهء جادوى تو نبود

426 [ دوش كز طوفان اشكم آب دريا رفته بود ]

ح
دوش كز طوفان اشكم آب دريا رفته بود * از گرستن ديده نتوانست يك ساعت غنود مردم چشم مرا خون دل از سر مىگذشت * گرچه كار ديده از خونابهء دل مىگشود آه آتش‌بار من هردم برآوردى چو باد * از نهاد نه رواق چرخ دوداندود دود صدمهء غوغاى من ستر كواكب مىدريد * صيقل فرياد من زنگار گردون مىزدود از دل آتش مىزدم در صدرهء خار اى كوه * زان سبب كوه گرانم دل‌گرانى مىنمود هر نفس آهم ز شاخ سدره آتش مىفروخت * هردم افغانم كلاه از فرق فرقد مىربود مطرب بلبل نواى چرخ مىزد بر رباب * هر ترنم كز ترنم ساز طبعم مىشنود بخت بيدارم در خلوت بزد كاى بىخبر * دولت آمد خفته‌اى برخيز و در بگشاى زود من ز شادى بى خود از خلوت‌سرا جستم برون * سرورى ديدم كه فرقش سطح گردون مىبسود كار خواجو يافت از ديدار ميمونش نظام * انتظارى رفت ليكن عاقبت محمود بود

427 [ شبى با يار در خلوت مرا عيشى نهانى بود ]

ح
شبى با يار در خلوت مرا عيشى نهانى بود * كه مجلس باوجود او بهشت جاودانى بود عقيقش از لطافت در قدح چون عكس مىافكند * مى اندر جام ياقوتى تو گوئى لعل كانى بود
غزليات خواجوى كرمانى ( فارسى ) — صفحة 197 | محمود بن على خواجوى كرمانى / حميد مظهرى