412 [ مرا ز مهر رخت كى ملال خواهد بود ]
ش
مرا ز مهر رخت كى ملال خواهد بود * كه عشق لم يزل و لا يزال خواهد بود
در آن زمان كه اميد بقا خيال بود * خيال روى توام در خيال خواهد بود
از آن طرف كه توئى گر فراق خواهى جست * ازين طرف كه منم اتّصال خواهد بود
نظر به فرقت صورى مكن كه در معنى * ميان ليلى و مجنون وصال خواهد بود
بر آستان كه سر ما چنين كه در سر ماست * بر آستان شما پايمان خواهد بود
به هر ديار كه محمل رود ز چشم منش * گذار بر سر آب زلال خواهد بود
چو قطع بعد مسافت نمىدهد دستم * كجا به منزل قربت مجال خواهد بود
كسى كه بر سر كوى تو باشدش حالى * ز خاك كوى تو صبرش محال خواهد بود
ز قيل و قال گذر كن كه در چمن زينپس * حديث بلبل شيرين مقال خواهد بود
بباغ بادهء گلگون چرا حرام بود * اگر بگلشن رضوان حلال خواهد بود
مكن ملامت خواجو كه مهر او هر روز * چو حسن ماهرخان بر كمال خواهد بود
413 [ اگر دو چشم تو مست مدام خواهد بود ]
ح
اگر دو چشم تو مست مدام خواهد بود * خروش و مستى ما بر دوام خواهد بود
ز جام بادهء عشقت خمار ممكن نيست * كه شرب اهل مودّت مدام خواهد بود
گمان برند كسانى كه خامطبعانند * كه كار ما ز مى پخته خام خواهد بود
شراب و طلعت حور از بهشت مطلوبست * و گرنه خلد ز بهر عوام خواهد بود
بكنج ميكده آن به كه معتكف باشد * كسى كه ساكن بيت الحرام خواهد بود
حلالزاده نيم گر به روى شاهد ما * شراب و نغمهء مطرب حرام خواهد بود
بمجلسى كه تو باشى نديم خلوت خاص * دريغ باشد اگر بار عام خواهد بود
مرا كه نام برآمد كنون به بدنامى * گمان مبر كه غم از ننگ و نام خواهد بود
كجا ز دست دهم جام مى چو مىدانم * كه دستگير من خسته جام خواهد بود
بيا كه گر نبُود شمع در شب ديجور * رخ چو ماه تو ما را تمام خواهد بود
چو سرو ميل چمن كن كه صبحدم در باغ * سماع بلبل شيرينكلام خواهد بود
وراى قطع تعلق ز دوستان قديم * عذاب روز قيامت كدام خواهد بود
چه غم ز حربه و حرب عرب چو مجنون را * مقيم بر در ليلى مقام خواهد بود