تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غزليات خواجوى كرمانى ( فارسى ) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
پيش خواجو قدحى باده به از ملكت كى * زانكه لعليست كه صد تاج كيان مىارزد

303 [ حديث آرزومندى جوابى هم نمىارزد ]

س
حديث آرزومندى جوابى هم نمىارزد * خمارآلوده‌اى آخر شرابى هم نمىارزد خرابى همچو من كو مست در ويرانها گردد * اگر گنجى نمىارزد خرابى هم نمىارزد سزد چون دعد اگر هردم برآرم بىرباب افغان * كه اين مجلس كه من دارم ربابى هم نمىارزد گدائى كو كند دائم دعاى دولت سلطان * گر انعامى نمىشايد ثوابى هم نمىارزد بدين توسن كجا يارم كه با او هم‌عنان باشم * كه اين مركب كه من دارم ركابى هم نمىارزد بگوى اى پيك مشتاقان بدان حضرت كه مهجورى * سلامى گر نمىشايد جوابى هم نمىارزد ؟ چه باشد گر غريبى را به مكتوبى كنى خرّم * به غربت مانده‌اى آخر خطائى هم نمىارزد بيا بر چشم من بنشين اگر سرچشمه‌اى خواهى * سر آبى چنين آخر سرابى هم نمىارزد تو در خواب خوش‌نوشين و من در حسرت خوابى * دريغ اين چشم بيدارم كه خوابى هم نمىارزد بدين مخمور دردى نوش از آن مى شربتى درده * دل محرور بيمارى لعابى هم نمىارزد تو آب زندگى دارى و خواجو تشنه جان داده * دريغا جان مستسقى به آبى هم نمىارزد
غزليات خواجوى كرمانى ( فارسى ) — صفحة 142 | محمود بن على خواجوى كرمانى / حميد مظهرى