تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غزليات خواجوى كرمانى ( فارسى ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
از آن دلبستگى دارد دل ما با سر زلفش * كه هر تارى ز گيسويش رگى با جان ما دارد من از عالم بجز كويش ندارم منزلى ديگر * ولى روشن نمىدانم كه او منزل كجا دارد برآنم كابر گرينده از اين پس پيش اشك من * حديث چشم سيل‌افشان نراند گر حيا دارد مرا در مجلس خوبان سماع انس كى باشد * كه چون سروى برقص آيد مرا از رقص وادارد اگر برگ گلت باشد نوا از بينوائى زن * كه از بلبل عجب دارم اگر برگ و نوا دارد وگر مرغ سليمان را بجاى خود نمىبينم * بجاى خود بود گر باز آهنگ سبا دارد اگر چون من بسى دارى به دلسوزى و غمخوارى * بدين بيچاره رحم آور كه در عالم ترا دارد ز خواجو كز جهان جز تو ندارد هيچ مطلوبى * اگر دورى روا دارى خدا آخر روا دارد

258 [ در راه قربت ما رهبان چه كار دارد ]

ش
در راه قربت ما رهبان چه كار دارد * در خلوت مسيحا رهبان چه كار دارد در داستان نيايد اسرار عشقبازان * كآنجا كه قاف عشقست دستان چه كار دارد با حكم الهى بگذرد ز حكم يونان * با بحر لا مكانى عمّان چه كار دارد در ملك بىنيازى كون و مكان چه باشد * با سر لن‌ترانى هامان چه كار دارد گر خويشتن‌پرستى كى ره برى بايمان * در دين خودپرستان ايمان چه كار دارد حاكم چو عشق باشد فرمان عقل مشنو * كشتى چو نوح سازد كنعان چه كار دارد عاقل كجا دهد جان در آرزوى جانان * در خانهء بخيلان مهمان چه كار دارد در دير دُردنوشان درس ورع كه خواند * در ملت مطيعان عصيان چه كار دارد جان بىجمال جانان پيوند جان نجويد * چيزى كه دل نخواهد با جان چه كار دارد ما را بباغ رضوان كى التفات باشد * در روضهء محبّت رضوان چه كار دارد خواجو سرشك خونين بر چهره چند بارى * جائى كه مهر باشد باران چه كار دارد

259 [ با درد دُردنوشان درمان چه كار دارد ]

ش
با درد دُردنوشان درمان چه كار دارد * با نالهء خموشان الحان چه كار دارد در شهر بىنشانان سلطان چه حكم داند * در ملك بىزبانان فرمان چه كار دارد درياكشان غم را از موج خون مترسان * با اهل نوح مرسل طوفان چه كار دارد از دفتر معانى نقش صور فروشوى * با نامهء الهى عنوان چه كار دارد
غزليات خواجوى كرمانى ( فارسى ) — صفحة 122 | محمود بن على خواجوى كرمانى / حميد مظهرى