تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أوراد الأحباب وفصوص الآداب ( فارسى ) — صفحة 16

مساهمون:

ص١٦
ابراهيم خليل را صريح به « خلّت » ياد كرد كه
« وَ اتَّخَذَ اللَّهُ إِبْراهِيمَ خَلِيلًا »
، و كليم را به « تكلّم »
« وَ كَلَّمَ اللَّهُ مُوسى تَكْلِيماً »
، و حال محمد را كه حبيب است مستور داشت و تصريح نكرد ، بلك اسم محبت بر متابعان و محبّان بارگاه او نهاد كه هر آن كس كه متابعت او كند و اقتفاء آثار او گزيند و راه او را سلوك كند اسم محبت بر وى صادق آيد و به اين شريف ياد كرد :
« قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ . »
پىروان « 1 » خليل را « خلّت » واجب نكرد و متابعان موسى را « تكلّم » ثابت نداشت و حال ايشان را كشف كرد . اما حبيب كه محمد است صلّى اللّه عليه و سلّم در محل غيرت است . حالت او را و نام او را بپوشيد « 2 » و به تعريض و صفت كه از كشف اعلا است ياد كرد . وقتى كه به نصّ كتاب متابعان دولت او محبوبان باشند آنانك عاقلان باشند كار و حال او را از اينجا خود شناسند . حقّ عزّ و جلّ در صفت اهل صفّه مىفرمايد :
« فِيهِ رِجالٌ يُحِبُّونَ أَنْ يَتَطَهَّرُوا »
. تطهير ظاهر از نجاسات است و تطهير باطن از خواطر و هواجس است . و از تعريضات كه در قرآن در اوصاف اين طايفه آمده است بعضى اين است ، قال اللّه تعالى :
« رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ »
، و قال اللّه تعالى :
« الَّذِينَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ إِذا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آياتُهُ زادَتْهُمْ إِيماناً وَ عَلى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ ، الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ ، أُولئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ . »
حقا هر كه در اين آيت تأمل كند معانى اين قوم را به تمام در اينجا بداند . قال اللّه تعالى :
« الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً وَ عَلى جُنُوبِهِمْ وَ يَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ . »
و تا جميع اجزا مرد را ذكر نگيرد و دل او تمام روشن و از علايق غيرت مصفّا نگردد فكرت و مذاكرت بدين صفت كه در اين آيت است از وى نيايد . شيخ جنيد را پرسيدن كه تصوّف چيست ؟ فرمود « ان يكون مع اللّه بلا علاقة . » شيخ رويم را پرسيدن و همين سؤال كردند ، گفت : « التصوّف استرسال النفس مع اللّه تعالى على ما يريده . » ابو جعفر خلدى گفت : تصوّف حالتى است كه ربوبيّت در وى ظاهر گردد و عين عبوديّت در وى مضمحل شود .
هامش
( 1 ) - ( - پيروان ) . ( 2 ) - « به پوشيده » هم مىتوان خواند .