خداى تعالى اين اسم « كن » به محبوبان خود بخشد ايشان از خداى درخواهند كه اين اسم « كن » را در دنيا نگويند و به اين اسم كشف احوال آخرت را از جنان و نيران و غير اينها نيز نطلبند تا آنگاه كه روز لقاى خداى باشد .
و خداى تعالى از اولياى محبوب خود آن مىخواهد كه هر چيزى كه در مقام حكمت و عقل اظهار آن نشايد كردن ايشان نيز اظهار آن معانى و اسرار نكنند و مخفى دارند . جهت آنك اظهار اسرار بر خلايق مصلحت نباشد و نظام امر مملكت و تدبير مستقيم نماند و مردم از راه باز مانند و در هلاكت افتند .
حكايت خلق بصره به خانقاه شيخ سهل بن عبد اللّه جمع آمدند و گفتند يا شيخ ! چه شود كه از براى ما دعا كنى تا ظالمان از ما دفع شوند ؟
شيخ سهل خاموش شد و بعد از آن گفت كه خداى را درين شهر بندگانى هستند كه اگر بر ظالمان دعا كنند جمله ظالمان روى زمين در همين يك شب بميرند ، لكن نمىكنند ! جهت آنك ايشان همان مىخواهند كه خداى تعالى مىخواهد .
و آنگاه شيخ از اجابت حقّ مر دعوات محبوبان را حكايتها مىكرد كه آن را باز نمىتوان گفتن ، تا حدّ [ ى ] كه گفت اگر محبوبى از خداى در خواهد تا قيامت پيدا نشود خداى تعالى هرگز قيامت را پديد نيارد .
و بدان كه چون بنده به اين مكانت رسد كه اسم « كن » روزى او شود او دعا كند و گويد : « الهى ! وفّقنى لما تحبّ ، و اعصمنى ممّا تكره ، فانّى بشر جاهل لا احسن التّدبير و لا اعرف المقادير و لا علم لى بعواقب الامور ، و اخاف ان يكون فى قولى تفاوت و فى ارادتى اضطراب . »
و چون اين بنده دعا كند حقّ اجابت كند و او را توفيق دهد تا هيچ قدرتى اظهار نكند و اسم « كن » را در عمل نيارد و به تدبير و قضاى خداى راضى و تسليم آيد و به خير و شرّ تن در دهد .
أوراد الأحباب وفصوص الآداب ( فارسى ) — صفحة 345
مساهمون: ايرج افشار
ص٣٤٥