ابو سليمان دارانى مىفرمايد كه طعامى كه شهوت نفس تو باشد و تو آن را ترك كرده باشى چون آن را پيش تو آرند از آنجا اندك چيزى بخور ، جهت آنك آن اعتقاد فضيلت ترك شهوات كه در حقّ خود كردهاى فساد آن اعتقاد در نفس تو زيادت از فساد اكل شهوات باشد .
طريق العارفين فى الاكل
آنچ بيان كرديم طريق مريدان و مجاهدان است . عارفان را درين باب اكل تخيير و تقسيم نيست . چون حقّ تعالى ايشان را طعام دهد اندك خورند و شكر گويند و بر ديگران نيز ايثار كنند . و چون طعام نرسد بر گرسنگى صبر نمايند و بر اعمال صالحه مواظبت و محافظت نمايند و راضى باشند و حمد خداى گويند .
عايشه رضى اللّه عنها مىگويد كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلّم بر روزه مداومت نمودى .
چندان كه ما با خود گفتميى كه مگر پيش افطار نخواهد كردن و باز افطار كردى ، چندان كه با خود گفتيمى كه مگر ديگر زوزه نخواهد داشتن ؟ و رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلّم بر خانهء خود درآمدى و از اهل بيت پرسيدى كه : « هل عندكم من شىء ؟ » ، هيچ طعامى داريت ؟ اگر گفتندى كه هست خوردى ، و اگر گفتندى كه نيست فرمودى كه ، « انّى صائم » ، من روزه دارم .
و روايت ديگر آن است كه چون طعامى به حضرت رسول اللّه آوردندى فرمودى كه من مىخواستم تا امروز روزه دارم و آنگاه از آن طعام خوردى .
و در خبر است كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلّم از خانه بيرون آمد و گفت كه امروز روزه مىدارم . چون باز به خانه درآمد عايشه رضى اللّه عنها گفت ما را طعامى كه حيس خوانند هديّه آوردند . رسول اللّه فرمود كه من مىخواستم تا امروز روزه دارم ، لكن بياريد .
اكنون بدان كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلّم عارفترين موجودات است به خداى تعالى و ميان او و خداى تعالى صوم و فطر را علامت آن بود كه چون طعامى موجود گشتى دانستى كه