تا چنان گردد كه ترك شهوات و منع نفس غذا و عادت او گردد ، چنانك امروز گرفتن و خوردن عادت اوست .
سرىّ سقطى مىفرمايد كه سى سال است كه تا نفس مرا آرزوست كه گزرى در دوشاب زند و بخورد و من او را منع كردهام و نداده .
ابو سليمان دارانى مىفرمايد كه ترك يك شهوت دل مرا نافعتر از قيام و صيام يكساله است .
مشايخ گفتهاند شهوات مخوريت و اگر خوريد در طلب او مباشيت و اگر نيز طلب كنيت آن را مياراييت و زينت مدهيت .
و گفتهاند هر چه بر نان زيادت كنى شهوت است ، و اگر چه نمك باشد .
و بعضى گفتهاند نان بزرگترين شهوات است .
و از انواع ادام اعلىتر گوشت و حلواست و ادنىتر نمك و سركه .
و مع هذا كه اكل شهوات ممنوع است اگر بنده به خوردن شهوات مبتلا شود و دوست دارد بايد كه آن را آشكارا و ظاهر كند كه اگر در ظاهر حال خود را چنان نمايد كه مرا نمىبايد يا نمىخورم و در خلوت و خفيه خورد اين كذب و نفاق باشد و خلاف طريق صدّيقان شود و آن كس مستحقّ مقت و لعنت گردد از دو وجه :
يكى آنك شهوات خورد .
و دوم آنك ريا و نفاق كند و به خلاف باطن به خلق نمايد ، قال اللّه تعالى :
« إِنَّ الْمُنافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ »
.
بنده اگر به خوردن شهوات مبتلا « 1 » گردد بايد كه به رياى خلق مبتلا « 1 » نشود .
و مشايخ را در باب شهوات دو طريقه است :
طريق اوّل آن است كه مجاهدهء نفس اختيار كند و شهوات را به كلّى ترك كند ، و آن كسانى كه طيّبات و شهوات را ترك كردهاند بعضى پنهان داشتهاند تا كسى نداند كه ايشان شهوات را و طيّبات را ترك كردهاند تا از ريا و آفات نفس سالم باشند .
هامش
( 1 ) - كذا در اصل .