تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أوراد الأحباب وفصوص الآداب ( فارسى ) — صفحة 337

مساهمون:

ص٣٣٧
ابو سليمان دارانى مىفرمايد : « لا يضرّ الشهوات من لا يتكلّفها انّما يضرّ من حرص عليها . » و ابو سليمان وقتها اصحاب خود را دعوت مىكرد و طيّبات طعام پيش مىآورد . گفتند شيخا ما را ازين انواع طعام نهى مىكنى و باز پيش ما مىآرى ؟ فرمود من مىدانم كه در شما شهوت اين طعامها هست . در حضور من خوريت بهتر از آن باشد كه در غيبت من ! و مىفرمود : « اكل الطّيّبات يورث الرّضا عن اللّه تعالى » . و مشايخ سلف طعامها را فراخ داشتند و از همه انواع خورده و حاضر كرده . لكن در لباس و جامه به غايت مختصر كرده‌اند و هرگز هيچ تكلّف نكرده‌اند . ابراهيم ادهم روزى طعام بسيار ساخت و جمعى اندك را طلب كرد . مثل اوزاعى و نورى ، و آن طعامهاى بسيار را همه پيش آورد . گفتند يا ابراهيم نمىترسى ! كه اين همه اسراف است كه كرده‌اى ! فرمود كه در طعام اسراف نباشد ، هر چند بسيار باشد . اسراف در جامه و در كارفرما و اقمشهء خانه باشد . و مشايخ گفته‌اند هرچگاه خداى تعالى ترا زر و درم رساند بدان كه ارادت حقّ آن است تا هر چه ترا بايد بخرى ، و هرچگاه ترا مأكولات رساند بدان كه ارادت حقّ آن است كه آن را بعينه خورى و غير آن اختيار نكنى . به يكى از اولياء اللّه وحى آمد كه : « اذا وقعت عليك ذبابة فاعلم انّى اوقعتها عليك فاسألنى حتّى ارفعها عنك » ، يعنى اگر مگسى بر تو نشيند بدان كه آن را من فرستاده‌ام ، از من خواه تا آن را از تو بردارم . « و ان اتتك قولة مسوّسة فاعلم انّى ذكرتك فاشكرنى عليها » ، و اگر سخنى با سياست از كسى به تو رسد كه ترا از آن خوش نيايد و خوفى آرد بدان كه من ترا به آن مقدار بلا ياد كرده‌ام ، به شكر من مشغول شو و بدان‌قدر ابتلا شكر گوى . و به يكى از انبيا عليهم السّلم وحى آمد كه به اندكى هديّه نظر مكن ، به عظمت