تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أوراد الأحباب وفصوص الآداب ( فارسى ) — صفحة 331

مساهمون:

ص٣٣١
تعهّد كنيت و روغن در سر و وجود ماليد و چربى خوريد كه خداى را هيچ ولىّ ناقص عقل نبوده است . و اگر مريد را آرزو باشد و خواهد تا انواع طيّبات و ميوه‌ها خورد و شهوت او به اين نوع مأكولات باشد بايد كه آن را عوض نان و طعام دارد و گرسنگى را به همان تسكين دهد و در وقت حاجت طعام آن ميوه‌ها و طيّبات را قوت سازد ، و چنان نكند كه آن را به حساب تنقّل و تفكّه خورد ، و طعام و نان را به قرار معهود خورد كه اگر چنين كند ميان عادت و شهوت جمع كرده باشد و اين نشايد . ابو محمد سهل بن عبد اللّه التسترى به شيخ بن سالم نظر كرد و در دست او نان و خرما ديد . گفت يا ابن سالم اوّل خرما را بخور ! اگر ترا بس آيد به همان كفايت كن ، و اگر حاجتت باقى باشد آنگاه از آن نان به قدر كفايت بخور . و مريد مبتدى اگر داند كه از طعامها و مآكل خوب و طيّبات بخورد و آن عادت او شود و نفس او دايم به آن مايل و مشتاق خواهد بودن و به منازعت ازو خواهد طلبيدن بايد كه آن را للّه تعالى ترك كند و نخورد كه افضل اين است تا از مكر و بلا و آفات نفس ايمن شود كه اگر و العياذ باللّه خوردن انواع مأكولات و طيّبات او را عادت شود و حرص آن درو پديد آيد و در طلب آن شهوات به هر جاى روان گردد هرآينه دين خود را فروشد تا آن را حاصل كند ، و چون اين عادت در بنده متمكّن شود توبه متعذّر گردد و نتواند كردن . جهت آنك شبهات درو در آمد و شهوات عادت گشت ، و عادت لشكرى است از لشكرهاى خدائى كه بر عقول غالب آيد و ابتلاى سلطانى است از سلطان اللّه تعالى كه به قهر بر علوم بنده غالب آيد و با وجود او استقامت متعذّر آيد . اگر عادت نبودى كلّ مردم توبه كار بودندى و اگر ابتلا نبودى كلّ توبه‌كاران در مرتبهء استقامت مستقيم بودندى . بنده بايد كه عادات را ترك كند و بر طبع و هوا و شهوات غالب آيد و آن را قهر كند
أوراد الأحباب وفصوص الآداب ( فارسى ) — صفحة 331 | ايرج افشار / أبو المفاخر يحيى باخرزى