تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أوراد الأحباب وفصوص الآداب ( فارسى ) — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩
مثقال را گويند . پس يك رطل را سه قرص مىسازند . آدمى را هر روزى يك قرص كه چهل درم باشد كفايت است . و بنده كه در ذكر خداى باشد و جوع را در ذكر فراموش كند او مشابه ملايكه است ، و وقتى كه سير باشد و در طلب شهوات باشد او مشابه بهايم است . و گفته‌اند جوع پادشاهى است و شبع بندگى « 1 » ، بندهء گرسنه عزيز است و بندهء سير ذليل . جوع همه عزّت است ، و شبع همه مذلّت . جوع مفتاح آخرت و باب زهد است ، و شبع مفتاح دنيا و باب رغبت اغيار است . و در حديث آمده است : « لكل شىء باب و باب العبادة الصّوم . » و در خبر مشهور است كه : « صوموا تصحّوا . » دل از علّتهاى نفس صحّت يابد بهتر و عالىتر از آن باشد كه بدن از علّت بيمارى صحّت يابد . و عايشه رضى اللّه عنها مىگويد كه شنيدم از رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلّم گفت كه مداومت نمائيت بر كوفتن در بهشت تا بر شما گشايند . گفتم يا رسول اللّه چگونه مداومت نمائيم ؟ فرمود كه به گرسنگى و تشنگى . عبد الواحد بن زيد به خداى تعالى سوگند ياد كرد و گفت خداى تعالى هيچ كس را صفا نداد الّا به جوع ، و هيچ كس بر آب نرفت و زمين را طىّ نكرد و به مرتبهء ولايت نرسيد الّا به جوع . و ابو سعيد خرّاز مىفرمايد كه جماعتى از حكماى الهى گفته‌اند كه خداى تعالى با كسى كه در شكم او چيزى از دنيا باشد مكالمه نكند . هر كه از دنيا خالى گردد و نفس او از آنك چيزى ملك او باشد ساكن شود و روح روحانى او به حيات حىّ حقيقى زنده باشد ، آنگاه اين شخص را صلاحيت خطاب خداوند و
هامش
( 1 ) - اصل : بنده‌گى .