مثقال را گويند . پس يك رطل را سه قرص مىسازند . آدمى را هر روزى يك قرص كه چهل درم باشد كفايت است .
و بنده كه در ذكر خداى باشد و جوع را در ذكر فراموش كند او مشابه ملايكه است ، و وقتى كه سير باشد و در طلب شهوات باشد او مشابه بهايم است .
و گفتهاند جوع پادشاهى است و شبع بندگى « 1 » ، بندهء گرسنه عزيز است و بندهء سير ذليل .
جوع همه عزّت است ، و شبع همه مذلّت .
جوع مفتاح آخرت و باب زهد است ، و شبع مفتاح دنيا و باب رغبت اغيار است .
و در حديث آمده است : « لكل شىء باب و باب العبادة الصّوم . »
و در خبر مشهور است كه : « صوموا تصحّوا . »
دل از علّتهاى نفس صحّت يابد بهتر و عالىتر از آن باشد كه بدن از علّت بيمارى صحّت يابد .
و عايشه رضى اللّه عنها مىگويد كه شنيدم از رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلّم گفت كه مداومت نمائيت بر كوفتن در بهشت تا بر شما گشايند . گفتم يا رسول اللّه چگونه مداومت نمائيم ؟ فرمود كه به گرسنگى و تشنگى .
عبد الواحد بن زيد به خداى تعالى سوگند ياد كرد و گفت خداى تعالى هيچ كس را صفا نداد الّا به جوع ، و هيچ كس بر آب نرفت و زمين را طىّ نكرد و به مرتبهء ولايت نرسيد الّا به جوع .
و ابو سعيد خرّاز مىفرمايد كه جماعتى از حكماى الهى گفتهاند كه خداى تعالى با كسى كه در شكم او چيزى از دنيا باشد مكالمه نكند .
هر كه از دنيا خالى گردد و نفس او از آنك چيزى ملك او باشد ساكن شود و روح روحانى او به حيات حىّ حقيقى زنده باشد ، آنگاه اين شخص را صلاحيت خطاب خداوند و
هامش
( 1 ) - اصل : بندهگى .