و صحابه در شبانه روزى دو بار مىخوردهاند ، يا دو بار مىآشاميده ، و آن دو بار خوردن يكى در وقت شبانگاه بوده است كه اندك چيزى مىخوردهاند و يكى ديگر در وقت خواب يا بعد از خفتن يا در ميانهء روز يا در سحر ، و آن يك شربت شير يا يك كف دست خرما مىخوردهاند .
و آن دو بار آشاميدن آن بوده است كه در شبانه روزى يك بار يك شربت از شير مىآشاميدهاند و كرّت ديگر يك شربت از آب خرما يا از آب مويز يا هم از شير مىخوردهاند ، و اين دو آشاميدن ايشان را قايممقام دو بار طعام خوردن بوده است .
و از اخلاق سلف آن است كه شبع را به اختيار ترك كردهاند .
و عايشه مىگويد اوّل بدعتى كه بعد از رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلّم در اسلام پيدا شد شبع بود كه قوم چون شكم خود را از طعام سير كردند نفوس ايشان از كار آخرت سركشى كرد و به دنيا ميل نمود .
و ابو سليمان دارانى مىگويد كه هرچگاه كه خواهى تا طاعت كنى پيش از آنك طعام خورى بكن كه بنده چون سير شود عقل او تغيّر كند و بر آن حال كه باشد نماند .
و مىگفت كه يك لقمه طعام شبانگاهى كمتر خورم دوستتر از آن دارم كه يك شب را زنده دارم ، يعنى كه جوع بهتر از عبادت با شبع .
در خبر آمده است كه آدمى هر ظرفى را كه پر كند هيچ بدتر از آن نيست كه شكم را پر كند .
و باز فرمود كه : « حسب ابن آدم لقيمات يسرّون صلبه » ( ؟ ) ، و اين لفظ « لقيمات » بر قلّت و تصغير دلالت مىكند و جمع قليل كمتر از عدد ده باشد ، يعنى آدمى را كمتر از ده لقمهء طعام كفايت است .
و روايت است كه عمر رضى اللّه عنه هفت لقمه يا نه لقمه مىخورد .
و بدان كه رطل نيممن « 1 » شرع است ، و نيممن « 1 » به وزن صد و بيست درم است ، و درم ثلثان
هامش
( 1 ) - ( - نيممن ) .