يكى ترك معلوم است . يعنى ندانند كه افطار به چه خواهند كردن « 1 » و از كجا خواهد بودن و به جهت افطار از پيش چيزى آماده نكنند . و طريق صوفيّهء بغداد ترك معلوم بوده است .
و طريقهء دوم آنك طعام معلوم باشد و داند كه وجه افطار از كجاست و آن را كسب كند و مهيّا دارد ، و طريق صوفيّهء بصره اختيار معلوم بوده است .
بعد از وفات سهل بن عبد اللّه رضى اللّه عنه صوفيان بصره به خانقاه شيخ جنيد رسيدند . جنيد از ايشان سؤال كرد كه در روزه چگونه مىكنيت ؟ گفتند كه روز روزه مىداريم و شبانگاه از گياهان خشك كرده مىخوريم . جنيد گفت آه ! آه ! اگر آن گياههاى خشك كرده هم نبودى حال شما تمامتر بودى ! جهت آنك آن گياههاى خشك نيز نوعى از معلوم است و موجب سكون نفس است به آن . گفتند اين قوّه و طاقت نداريم كه بىاين نيز باشيم !
و بدان كه اين طريقهء ترك معلوم طعام اعلىتر است و طريق متوكّلان صاحب قوّه است .
امّا اختيار معلوم طعام در وقت آنك داند كه افطار چه وقت مىكند و بر چه چيز مىكند طريق مريدان و اهل عمل است ، و نفس نيز نگران و پريشان نمىشود و از آفت طمع و غيره نيز سالم است .
هامش
( 1 ) - اصل : كردند .