اين چنين گرسنگى را گويند ، و خداى تعالى غذاى اجسام اين طعام را كرده است كه درين جوع خورد ، و اين گرسنگى بعد از سه روز يا پنج روز يا هفت روز پيدا آيد ، و اين وظيفهء صدّيقان است .
و بعضى گفتهاند حدّ جوع آن است كه اگر آب دهان بيندازد مگس بر آن ننشيند ، جهت آنك چون معدهء او از چربى و روغن خالى گردد همچون آب صافى شود ، مگس برو ننشيند .
الاكل بالعادة
به عادت چيزى خوردن و به انواع مأكولات آرزو بردن و به شهوت خوردن يا چندانى خوردن كه سير گردى به نزديك علماى دين مكروه است و كسانى كه چنين كنند به منزلهء بهايماند .
و امّا بر شبع و امتلاء چيزى خوردن تا تخمه افتد به نزديك بعضى علما فسق است ، و عارفان هم بدين قولاند .
و ابو بكر را گفتند پسر تو دوشينه چندانى چيزى خورد كه او را هيضه شد . گفت اگر به مردى من برو نماز نكردمى !
و مذهب مشايخ آن است كه روزه آن گرسنگى نيست كه مقصود سالكان است و او در حساب مجاهده نيست . جهت آنك نفس به او سكون مىيابد و صوم عادت و طبيعت مىگردد و صائم چون افطار مىكند به قوّت و طبع خود باز مىآيد .
و اگر خود چنان باشد كه روزهدار افطار بر شهوات كند يا چندانى بخورد كه ممتلى شود ثمرهء چنين روزه آن باشد كه قوّهء طبع او را زيادت كند و نفس به ظهور آيد و در شهوات برو بگشايد و در طاعات او فتور درآيد و شب كاهلى و خواب آردش .
و هر كه روز به عادت روزه دارد آن نيز بابى شود از ابواب دنيا و هوائى از هواهاى نفس ، اگر چند ظاهر حال او اسباب آخرت باشد لكن در ميانهء او همه دنيا باشد .