امّا علماى الهى و مشايخ از قوت كم نمىكنند و به او متعرّض نمىشوند . بر وقت زيادت مىكنند ، هر روزى مقدار يك وقت تأخير مىكنند و ديرتر طعام مىخورند .
و طريق و تدبير اين وجه آن است كه شب را بر هفت « 1 » بخش قسمت كنند و هر شبى وقت افطار نصف سبع شب تأخير كنند و پستر افطار كنند ، چنانك در يازده روز يك شب طىّ شود و در يك ماه يك شباروز طىّ شود ، تا آنجا رسد كه هفت « 2 » روز و ده روز و پانزده روز را به يك افطار طىّ كند ، و در سه سال و چهار ماه به چهل روز رساند كه چهل روز را به يك افطار طىّ كند .
و چون اين عمل را به حسن نيّت و قصد صحيح از سر صدق تمام كند اثر نقصان طعام در عقل او پديد نيايد و در آحاد فرائض ضعيف نگردد و محفوظ باشد و از غيب مدد يابد و چهل روز او را به منزلهء يك روز شود .
و هر كه چنين كند آيات ملكوت برو ظاهر شود و از عالم جبروت معانى قدرت برو مكشوف شود ، و اللّه تعالى برو تجلّى كند .
حدّ الجوع
بعضى گفتهاند حدّ جوع كه به اوقات معلوم و محقّق شود آن است كه در بيست و چهار ساعت كه يك شبانه روز باشد يك بار افطار كند تا گرسنگى او محقّق شود .
و امّا حدّ گرسنگى كه از اقوات معلوم گردد آن است كه نفس تو در گرسنگى چنان شود كه ادام را نطلبد كه هرچگاه نفس با وجود نان خورش طلب كند او گرسنه نباشد و اين حدّ اوّل جوع است .
و بعضى گفتهاند حدّ جوع آن است كه نان را به تعيين طلب نكند مطلقا . چيزى بايدش كه اگر نفس او مشتاق نان شود بعينه او هنوز گرسنه نيست ، جهت آنك شهوت تخيير درو باقى است . هرچگاه ميان مأكولات تمييز نكند جوع او محقّق گردد و فاقه و حاجت طعام
هامش
( 1 ) - اصل : هف .
( 2 ) - اصل : هف .