و كسانى كه صوم ايشان به اين صفت باشد ايشان را تقليل طعام كردن و در اوقات گرسنه بودن و از قوت به قدر كفايت خوردن و روزه ناداشتن بهتر باشد و صلاح دل به كمالتر و پيش افتاد كار آخرت بيشتر ، جهت آنك چنين روزه كه صفت كرديم روزهء ابناى دنياست كه در هلاكت افتادهاند ، آن روزهء اهل آخرت و زاهدان نيست .
امّا تقليل طعام و طىّ ايام و ترك شهوات و تنزّهات و اجتناب از شبهات نفس را شكسته و ذليل كند و آتش طبع را بميراند و صفات عادتى را ضعيف گرداند و ارادت آخرت را قوى كند و سعى و عمل او را زيادت كند و حلاوت دنيا از دل او بيرون برد و او را در سلك زاهدان درآرد .
و مشايخ و علماى سلف كسانى كه به طىّ ايّام مشهوراند و به نقل صحيح گشته است كه در پانزده روز و بيست روز و يك ماه يك بار افطار مىكردند بسيارانند و عدد ايشان بىشمار است و از آن جمع اين چند كس را كه در غايت شهرتاند به جهت تبرّك نام نبشتيم : محمد بن عمرو العوفى ، و عبد الرحمن بن ابراهيم دحيم و ابراهيم تميمى و حجاج بن فرافصه و حفص العابد المصيصى ، و المستلم بن سعد ، و زهير الباى ، و سليمان الخوّاص .
و ابو بكر صديق رضى اللّه عنه شش روز را طىّ مىكرد .
و عبد اللّه بن زبير هفت روز را طىّ مىكرد .
و طايفهء ديگر نه روز و پنج روز طىّ مىكردندى .
و قومى كه سه روز طىّ مىكنند خود بسياراند و بىشماراند .
و هر كه را آرزو [ ى ] رياضت باشد بايد كه در سه روز يك بار افطار كند ، و اگر هر شب افطار كند بايد كه غذا را كمتر كند تا به دو سه لقمه باز آرد .
و ابراهيم تميمى « 1 » در چهل روز يك بار افطار مىكردى و امثال او نيز بسياراند .
و سهل بن عبد اللّه در ماهى يك بار افطار كردى ، و برين طريقه نيز بسياراند .
و كسانى كه در ماهى دو بار افطار كنند هم بىشمارند .
و اصحاب تصوّف را دو طريق است :
هامش
( 1 ) - اصل : تيمى .