و اگر نان خورش چيزى باشد كه او قائم مقام نان نشيند و در بدن غدا گردد به مقدار آن از نان كم كند .
و اگر در تقليل طعام كوشد و خواهد تا ازين يك رطل كمتر خورد بايد كه هر شب يك لقمه كمتر كند تا در دههء آخرين اربعين به نصف رطل بازآيد .
و اگر در خود قوّت يابد و طاقت آن دارد كه اوّل اربعين نفس خود را به نيمهء رطل قانع كند و به تدريج ازو اندك اندك كمتر كند با عشر آخر اربعينيّه به ربع رطل بازآيد پسنديده افتد .
و اگر بنده در سال يك اربعينيّه نشيند و جهد نمايد و احوال خود را به ذكر و عمل صالح و تقليل طعام مضبوط گرداند بركهء اين چهله به جميع اوقات و ساعات او عايد گردد .
و جماعتى از صالحان برين طريقهء حسنه رفتهاند و جهت خلوت را ماه ذوالقعده و دههء ذوالحجّه اختيار كردهاند و آن را چهلهء موسى خوانند ، على نبيّنا و عليه السّلم .
بيان ترتيب كم كردن و زيادت كردن طعام و مقدار گرسنگى و شبع و ضبط اقوات در اوقات
مشايخ سلف قدّس اللّه ارواحهم از قوت كم كردهاند تا به اندك چيزى كه قوام نفس به آن تواند بودن باز آوردهاند . هر كس كه خواهد تا به آن طريقه و اصل گردد دو وجه است :
يكى آن است كه از قوت هر روزه چيزى كمتر كند .
و وجه ديگر آنك بر وقت زيادت كند و هر روزى افطار ديرتر كند .
امّا طريق وجه اوّل آن است كه نظر كنيم عادت او چيست كه هر روز چند عدد نان مىخورد . هر روزى ربع سبع يك تاه نان كمتر كند تا در يك تاه نان متروك گردد ، و رياضت به مهلت و تدريج باشد و نقصان او درو پيدا نيايد تا آنگاه كه نفس او بر ثلث آنچ عادت خوردن او بوده است قرار گيرد ، و اين مقدار ثلث شكم او باشد به نسبت عادت پيشينه ، و طريقهء مريدان اين است .