دارو را چگونه مىآشامد ، او طعام را بدان شكل خورد و از لقمه لذّت نطلبد و به حلاوت نخورد تا نفس او از آن لذّت نگيرد و چون آب خورد بعد ازو باز طعام نخورد .
و اگر طعام او در عهدهء شيخ بايد كه او خاطر به تحصيل آن مشغول ندارد .
و اگر تنها باشد و كسى نداشته باشد بايد كه طعام از وجه حلال حاصل كند ، و طعام در تاريكى خورد تا شره و حظّ نظر هم نباشدش .
و قوت آن كس كه در اربعينيّه مىنشيند و خلوت را مداومت كند اولى آن است كه به نان و نمك قناعت كند و هر شبى يك رطل طعام خورد ، و رطل نيممن « 1 » شرعى را گويند كه به وزن صد و بيست درم باشد و درم ثلثان يك مثقال را گويند - و اين يك رطل طعام را بعد از نماز خفتن خورد ، و اگر يك رطل را دو قسم كند و يك قسم را اوّل شب خورد و يك قسم را آخر شب اين چنين بر معده خفيفتر باشد ، و بر قيام شب و بر احياى ذكر و بر نماز يارى بهتر دهد .
و اگر خواهد افطار در وقت سحر كند ، و اين طريق از همه بهتر است ، جهت آنك به اين يك عمل او را پنج عمل حاصل مىگردد :
اوّل گرسنگى روزه به نيّت روزه .
دوم گرسنگى شب به نيّت قيام .
سيم خلوّ قلب ، چون معده تهى باشد دل از حديث طعام و تشويش او خالى باشد .
چهارم فكر رقيق آرد و هموم پراگنده را جمع كند .
پنجم آنك نفس به همان معلوم سحرگاهى قناعت كند و ساكن گردد و پيشتر از سحر با او نزاع طلب طعام نكند ، و اين وجه اوسط طرقات است و اختيار السّائرين الى اللّه است .
ابو هريره رضى اللّه عنه مىگويد كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلّم افطار را تأخير مىكرد تا وقت سحر ، امّا وصال نمىكرد .
و اگر ترك ادام يعنى نان خورش نتواند كردن گو بخور .
هامش
( 1 ) - ( - نيممن ) .