تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أوراد الأحباب وفصوص الآداب ( فارسى ) — صفحة 318

مساهمون:

ص٣١٨
مجاهده رنج بدن است و هر دو ضدّ يكديگرند . و چون بنده در اثناى ذكر در خواب گران رود بايد كه وضو را اعادت كند و اگر بر زمين متمكّن است و بر خود به اعتماد باشد وضو را اعادت نكند . و در خلوت تا ممكن باشد بر پشت و پهلو نخفتد و اگر ممكن نشود و خواب به غايت غالب گردد و ضرورت به كمال رسد بر پهلو يا به پشت خفتد . و چون بيدار شود بر جهد [ و ] وضو سازد و باز در خواب نرود . و به هر طريقى كه بخفتد خواهى نشسته يا بر پهلو بايد كه ذاكر در خواب رود و زبان او در ذكر باشد كه او را خواب برد . و خواب سدّ حواسّ ظاهر است و فتح حواسّ قلب ، و حكمت در خواب آن است كه روح قدسى كه نفس ناطقه است لطيفه‌اى است ربّانى و درين جسم سفلى غريب آمده است جهت اصلاح و منفعت او و دفع مضرّت ازو ، و مادام كه بنده بيدار است روح در بدن محبوس است . چون خفت او به مكان و عالم ملكوت اعلى و معدن لدنّى باز مىگردد و به مقامات ارواح و معرفت معانى باز مى [ آيد ] ، و آنچ در غيب است استراحت و لذّت مىكند . معانى كه در عالم ملكوت مىبيند قوّهء مخيّله و مصوّره كه خادمان اواند آن را در عالم شهادت صورت و مثال مىبندند و نگاه مىدارد ؛ و سرّ تعبير خواب اين است . و چون اين بندهء مجاهد ترك خواب و استراحت كرد اجزاى اركان اربعهء وجود او مىگدازد و چون اين اجزاى ترابى و مائى و نارى و هوائى نماند قلب از حجب بيرون آيد و به بصيرت خود ناظر عالم ملكوت شود و مشتاق إله خود گردد . شرط دهم كه محافظت طعام و شراب است بر حالت وسط ، چنانك شبع تمام نبود و گرسنگى نير از حدّ بيرون نرود كه هر دو طرف او مذموم است و وسط او محمود . قال اللّه تعالى :
« كُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا »
، و قال اللّه تعالى :
« وَ الَّذِينَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَ لَمْ يَقْتُرُوا وَ كانَ بَيْنَ ذلِكَ قَواماً »
. و در وقت افطار لقمه همان مقدار خورد كه نفس او بيارامد و ساكن شود ، و در وقت خوردن بايد كه به زبان ذاكر و به دل حاضر باشد و بىذكر نخورد ، و آن طعام را چنان خورد كه كسى طعام ناخوش گوار طلخ را به گلو چگونه فرومىبرد ، يا بيمار