هيچ فايده نشود ، و اگر به فكر معانى مشغول گردد فكرت و همّت خود را جمع نتواند كردن ، و تا مريد به نيّت واحده و همّت واحد « 1 » متوجّه احد نگردد و از تفرقهء ظاهر و باطن ، علمى و عملى ، قلبى و بدنى خلاص نيابد او را فتح قلب حاصل نيايد .
و چون مريد خلوتى ترك اشغال و سدّ حواسّ و نفى علوم و اعمال كرد و به خلوت درآمد جز به كلمهء « لا إله الّا اللّه » به هيچ ذكر ديگر مشغول نگردد تا آنگاه كه بصيرت او مفتوح « 2 » و چون بصيرت او مفتوح شد بعد از آن كمال حال او در آن باشد كه در هر طرفة العينى در عالمى از عوالم الهى سير كند . آنگاه تلاوت قرآن و نظر در اصناف موجودات اعلى و اسفل او را شايد و سزاوار باشد .
و شيخ الكبرى نجم الدين قدّس اللّه روحه مىفرمايد كه خلوت اربعينيّه را ده شرط است :
اوّل طهارت بدن و اعضا و دوام وضو جهت آنك روح قدسى در بدن خاكى آلوده شده است ، به واسطهء لقمهها كه جهت حظّ نفس مىخورد ، و آب پاككننده است ، چون غسل آرد و طهارت كند آن ثقالت ترابى از روح او زائل شود و خفّت يابد و چون طهارت دايم شود آينهء دل صافى گردد و انوار ربّانى درو منعكس شود .
دوم خلوت و عزلت است در خانهء تاريك كه شعاع آفتاب و نور روز هيچ درو در نيايد ، و راه حواسّ ظاهر را در بندد تا حواسّ دل گشاده شود ، و بايد كه سوراخهاى خلوت را محكم كند و چشم را بر هم نهد و گشاده ندارد تا از اكوان عالم شهادت غايب گردد ، و در خلوت تا ممكن گردد مربّع نشيند ، و چون ازين عاجز آيد به دو زانو نشيند ، چنانك در تشهّد نماز مىنشيند ، و چون ازين عاجز آيد هر دو زانو را برآرد و بنشيند چنانك فقرا كمتر « 3 » صحبت در مىاندازند و مىنشينند .
شرط سيم دوام خاموشى است الّا عن ذكر اللّه تعالى .
شرط چهارم روزهء دايم .
شرط پنجم ذكر دايم با حضور قلب به قوّتى هر چه تمامتر ، بىآنك آواز بلند كند . و
هامش
( 1 ) - كذا در اصل .
( 2 ) - كذا در اصل ، بعد از آن كلمهء « شود » بوده و خط زده شده است در حالى كه جمله اقتضاى وجود آن را دارد .
( 3 ) - كلمه درست خوانده نمىشود و تقريبا به شكلى است كه در متن نقل شده ، ظ : كمتر .