به او عمل نكنى بيشتر اعمال تو فاسد و حبط « 1 » گردد و هيچ ثمره ندهد ، و اگر به اين اصل عمل كنى و خلق را از دل خود طرح كنى بيشتر احوال تو به صلاح آيد و كار برآيد .
و شرط خلوتى آن است كه خاص للّه تعالى را وقت خود را به عملى كه رضاى خداى در آن باشد مشغول دارد ، يا به تلاوت قرآن ، يا ذكر ، يا نماز ، يا مراقبه ؛ و هر آن ساعتى كه ازين اقسام ملول گردد و در كار سست شود بخفتد .
و اگر خواهد بر خود تعيين كند كه چند ركعت نماز گزارد ، يا چه مقدار از قرآن خواند ، يا چه مقدار ذكر گويد ، و اگر خواهد هيچ تعيين نكند و در تحت حكم وقت باشد .
در هر وقتى از اين اقسام آنچ به دل او خوش آيد و به آن ميل نمايد به آن عمل مشغول شود ، و چون ملول و فاتر شود بخفتد .
و اگر خواهد در يك سجده ، يا در يك ركوع يا در يك ركعت ، يا در دو ركعت يك ساعت و دو ساعت و زيادت بباشد .
و به نزديك مشايخ ما آن است كه خلوتى جز به ذكر « لا إله الا اللّه » و اداى فرائض پنجگانه به هيچ نوع ديگر عبادت مشغول نگردد تا آنگاه كه به عالم قلب برسد و بصيرت او بينا شود ، آنگاه او خود داند كه او را چه عمل مىبايد كرد و هر عملى كه كند مزيد حالت و معرفت او شود .
و شيخ سيف الدين باخرزى رضى اللّه عنه مىگويد كه اگر مريدى مبتدى در خلوت به قرآن مشغول شود هر آيتى او را از عالمى به عالمى برد و در هر آيتى متفكّر معنى ديگرى شود ، جهت آنك قرآن جامع جميع معانى است ،
« وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ »
.
در آيتى بيان وحدانيّت است ، در آيتى قصّهء پيشينيان ، در آيتى احكام زنان ، در آيتى احكام احوال ، در آيتى وصف جنّت ، در آيتى وصف نار ، در بعضى وعده ، در بعضى وعيد .
اگر مريد در تلاوت هر آيتى متفكّر و غوّاص معانى او نباشد او را خود در تلاوت زبانى
هامش
( 1 ) - اصل : حبطه .