و آن كس را كه صرف يقين مكشوف شود و جوهر ذكر و ذكر ذات حاصل آيد هرآينه نفس او خود در مقام اجابت و انقياد باشد و استعداد نفس او تمام و كاملتر بوده باشد و اين مقام و درجه كه ذكر جوهر شود و ذكر ذات حاصل آيد با عدم كرامت به غايت شريف و عزيز است و جز به خواصّ و مقرّبان نرسد .
امّا صورت آن كرامت و كشف از رهبان و برهمن و بخشيان ممنوع نيست و بيگانگان و بىدينان را هم مىدهد ، لكن در حقّ ايشان مكر و استدراج است تا پندارند كه حسن حالى دارند و بدان مغرور گردند و در مقام طرد و لعنت قرار گيرند و در بعد بمانند تا آنچ ارادت حقّ است در حقّ ايشان از كورى و ضلالت و هلاكت و و بال و نكال به كمال آن برسند و در آنجا ثابت و راسخ گردند ، و العياذ باللّه من ذلك .
سالك بايد كه به اينها فريفته نشود و به اندك چيزى كه برو فتح شود مغرور نگردد و بداند كه اگر بر آب و بر هوا خواهد رفتن او را هيچ سود نخواهد داشتن ، تا آنچ حقّ تقوى و زهد است به جاى نيارد .
هر كس كه به خيال بازماند و به محال قانع آيد و اساس خلوت و مجاهده را بر اخلاص و مجاهده ننهد به دروغ به خلوت درآمده باشد و مغرور بيرون آمده و كار او به جائى رسد كه عبادات را براندازد و حقير شناسد و خداى تعالى لذّت معاملهء طاعت را از باطن او بربايد و هيبت شريعت را از دل او بيرون برد و او در دنيا و آخرت زشت و مبغوض گردد ، و العياذ باللّه منه .
و بدان اى مريد صادق كه مقصود از خلوت آن است كه اوقات شب و روز خود را به عبادت و طاعت عمارت كنى و جوارح و اعضا را از مكروهات بازدارى .
و صلاح كار جمعى از خلوتيان آن باشد كه بر يك ذكر ملازمت نمايند .
و صلاح قومى دوام مراقبه باشد .
و صلاح قومى آنك ذكر را بگذارند و به اوراد مشغول گردند .
و صلاح قومى آنك اوراد را بمانند و به ذكر معيّن مشغول شوند .
أوراد الأحباب وفصوص الآداب ( فارسى ) — صفحة 309
مساهمون: ايرج افشار
ص٣٠٩