و شيخ شهاب الدّين سهروردى در عوارف المعارف آورده است كه ابن سالم فرمود كه ايمان چهار ركن است : يكى ايمان به قدر ، و دوم ايمان به قدرت ، و سيم از حول و قوّت خود بيزارى نمودن ، و چهارم در كلّ امور از خداى تعالى استعانت خواستن .
او را پرسيدند كه ايمان به قدر چيست ؟ گفت آنك به خداى ايمان آرى و منكر نشوى كه خداى را بندگانى « 1 » هستند كه ايشان را از كرامت اين بخشيده است و اين قوّت داده كه اگر در مشرق بر يكى پهلوى راست خفته باشند برگردند بر پهلو [ ى ] چپ و در مغرب باشند ، بايد كه تو به جواز اين و وجود اين ايمان آرى .
و امثال اين كرامات كه خداى تعالى به بندگان « 1 » خود مىدهد بسيار است ، و در آخر كتاب بعضى را گفته خواهد شدن ، و اين جمله مواهب خداى تعالى است كه بر بندگان « 1 » خود كشف مىكند .
و خداى را قومى بندگان « 1 » ديگر هستند كه مرتبه و حال ايشان ازين قوم صاحب كشف و كرامت بيشتر و قوىتر باشد ، و ايشان را هيچ كشف و كرامت نباشد . جهت آنك آن قوم را كه كشف [ و ] كرامت بخشيده است آن تقويت يقين ايشان است و اين قوم را كه كشف و كرامت نداده است يقين صرف بخشيده است ، محتاج آن نيستند كه چيزى ديگر تقويت يقين ايشان كند .
هرچگاه ذكر در دل سالك جوهر شود و ذكر ذات در دل او موجود گردد و صرف يقين روزى او گردد امثال اين كرامات كمينه مرتبهء آن حال باشد و ادنىترين درجهء آن سالك باشد . جهت آنك اين حكمت كشف و كرامت براى تقويت مريدان و تربيت سالكان است تا يقين ايشان زيادت گردد تا به قوّت نور آن يقين بر نفوس خود غالب آيند و لذّات دنياوى را از دل زائل كنند ، و آن نور عزايم ايشان را برانگيزاند تا به انواع عبادات و قربات اوقات ليل و نهار را معمور گردانند و دلها [ ى ] ايشان روح و راحت يابد و پروردهء آداب مجاهدهء طريقت گردند .
هامش
( 1 ) - اصل : بندهگانى ، بندگان .