تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أوراد الأحباب وفصوص الآداب ( فارسى ) — صفحة 307

مساهمون:

ص٣٠٧
خون‌ريزى كرده . سليمان خوّاص مىفرمايد كه روزى بر خرى نشسته بودم و مگس او را زحمت مىداد و او سر مىانداخت و من عصائى كه در دست داشتم بر سر او زدم . آن خر سر برآورد و مرا گفت كه بزن كه بر سر خود مىزنى ! گفتند يا سليمان اين واقعه ترا افتاد و تو شنيدى ؟ گفت بلى ! من از خر شنيدم ! چنانك تو از من مىشنوى ! شيخ احمد عطاء رودبارى مىگويد كه مرا در طهارت وسواس زحمت مىداد . شبى استنجا مىكردم تا ثلثى از شب گذشت و دل من هنوز پاك نمىشد . مضطرّ و ضجر گشتم و گفتم يا ربّ ! العفو ! آواز شنيدم بىآنك شخصى بينم كه مىگفت : « يا عبد اللّه ! العفو فى العلم » ، يعنى به علم شرع عمل كن تا از اين وسواس خلاص يا بى . و اللّه تعالى بر طايفه‌اى از بندگان آيات و كرامات كشف مىگرداند جهت تربيت آن بنده و تقويت ايمان و يقين او را . و شيخ جعفر خلدى را نگينه‌اى قيمتى بود . روزى در دجله در زورق نشسته بود ، آن نگينه در دجله افتاد . او اين دعا بخواند كه : « يا جامع النّاس ليوم لا ريب فيه ، اجمع علىّ ضالّتى » « 1 » . آن نگينه را در ميان اوراق خود يافت . و شيخ الشّيوخ شهاب الدّين سهروردى قدّس اللّه روحه مىگويد كه در شهر همدان از شيخ خود شنيدم كه وقتى به خلوت نشسته بودم . بر من كشف شد كه پسر من در آب جيحون به كشتى نشسته است و از كشتى در آب خواست « 2 » افتادن . او را از آن مكان دور كردم تا در آب نيفتاد . و پسر شيخ به سفر رفته بود . چون باز آمد گفت در آب جيحون از كشتى در آب خواستم افتادن كه آواز پدر شنيدم ، حاضر گشتم نيفتادم . امير المؤمنين عمر رضى اللّه عنه در مدينه بر منبر بود و سارية با لشكر اسلام غزا مىكرد . كافران از پس كوه كمين كرده بودند . عمر رضى اللّه عنه از منبر بديد ، گفت : « يا سارية ! الجبل الجبل » . سارية در نهاوند آواز عمر شنيد و به طرف كوه برآمد و بر كافران ظفر يافت .
هامش
( 1 ) - مأخوذ از قرآن و آيهء شريفه چنين است :« رَبَّنا إِنَّكَ جامِعُ النَّاسِ لِيَوْمٍ لا رَيْبَ فِيهِ »( آل عمران / 9 ) . ( 2 ) - اصل : خواهست .
أوراد الأحباب وفصوص الآداب ( فارسى ) — صفحة 307 | ايرج افشار / أبو المفاخر يحيى باخرزى