و گاه باشد كه اين باب را بر سالك نگشايد و او اين معانى را نداند و اين نادانستن از نقصان كار سالك نباشد و موجب قدح حال او نبود ، بلك نقصان و قدح در احوال سالكان وقتى باشد كه از حدّ استقامت و صراط مستقيم و جادّهء شريعت و سنّت منحرف گردند .
لكن آن باب خوارق عادت و كرامت چون بر صادقان ظهور كند و مفتوح شود مزيد يقين ايشان گردد و مستدعى شود مر ايشان را بر صدق مجاهده و معامله و زهد و تخلّق به اخلاق حميده .
و هرچگاه اين باب بر كسانى مفتوح شود كه در تحت احكام سنّت و سياست شريعت نباشند سبب غرور و حماقت و بزرگ باشيدن بر مردم و ترك عبوديّت حقّ شود و ايشان درين ظلمت و جهل مىگردند تا آنگاه كه ربقهء اسلام را از گردن خود خلع كنند و منكر حدود و احكام و حلال و حرام و متابعت رسول اللّه شوند و ظنّ برند كه مقصود از عبادات ذكر اللّه است و بس ، و به تدريج حال ايشان به الحاد و زندقه كشد ، و العياذ باللّه من الضّلال .
و گاه باشد كه قومى را خيالات لايح گردد و ظنّ برند كه آنها وقايع است و آن وقايع را باز به وقايع مشايخ تشبيه كنند ، بىآنك به حقيقت آن عالم و عارف باشند و در غرور عالم خيال افتند ، نعوذ باللّه من ذلك .
بيان اختلاف احوال و اعمال اهل خلوت
هر كس كه خواهد تا در مراتب صدّيقان و درجات صوفيان متحقّق شود بايد كه عمل به اخلاص كند للّه تعالى ، و حسن نيّت به جاى آرد ، و چهل روز در خلوت نشينند ، و بعضى دو ماه متّصل نشينند ، و بعضى سه ماه و زيادت نيز نشينند ، و بعضى در اثناى سال سه بار يا چهار بار به اربعينيّه نشينند .
و از اهل خلوت طايفهاى آنهااند كه صفا [ ى ] يقين مباشر باطن ايشان گردد و حجاب از پيش دل برخيزد تا دل ايشان خداى بين گردد ، چنانك يكى از مشايخ ازين مقام خبر داد كه « رأى قلبى ربّى . »