باب دوم در بيان فتوحات و فوائد اربعينيّه
قومى راه خلوت را گم كردهاند و طريق اربعينيّه را غلط كرده و اصل را مانده و فرع بىثمر را برگزيده . شيطان درين قوم راه يافته است و باب غرور بر ايشان گشاده و بىآنك بدانند كه غرض از خلوت نشستن چيست و آداب حقّ خلوت و اخلاص چيست به خلوت درمىآيند و اصل صراط مستقيم را نمىدانند .
همين مقدار شنيدهاند كه مشايخ و صوفيّه را خلوات بوده است و بر ايشان كرامات و وقايع ظاهر گشته و غرايب و عجايب كشف شده . ايشان نيز به طلب آن كرامات و مكاشفات به خلوت در مىآيند و اين عين علّت و محض ضلالت است .
آن طايفهء پاكان وحدت و خلوت را جهت سلامتى دين و تفقّد احوال يقين و اخلاص عمل للّه تعالى اختيار كردند .
ابو تميم مغربى مىگويد هر كه صحبت را ترك كند و خلوت را اختيار كند بايد كه ظاهر و باطن او از همه چيزها خالى باشد الّا ذكر خداى تعالى ، و از جميع مرادات خالى گردد الّا از مراد خداى تعالى . و ازين كه نفس از ازو مطالبهء چيزى كند از عالم اسباب ازين هم خالى شود تا خلوت او صحيح باشد و فايده دهد ، كه اگر خلوت او بدين صفت نبود آن خلوت او را در فتنه و بلائى اندازد كه مخالف خداى و رسول اللّه و اولياء اللّه باشد .
شيخ ابو بكر ورّاق مىگويد كه خير دنيا و آخرت در خلوت و قلّت است كه هيچ چيز دنياوى نباشدت و با هيچ كس صحبت ندارى ، و شرّ دنيا و آخرت در كثرت دنيا و مخالطت خلق است . هر كه به خلوت به علّت درآيد شيطان به او درآيد و انواع طغيان در نظر او بيارايد تا باطن او از غرور و محال مملوّ گردد و او با خود ظنّ برد كه حسن حالى دارد .