و اصل سخن درين باب آن است كه رياضت و عزلت از خلق و منع حواسّ از شواغل در نفوس بنىآدم مطلقا مؤثّر است ، خواهى نفوس كافره و خواهى مؤمنه . هر وجودى كه با اين نوع اعمال مشغول گردد در آن امرى كه مطلوب او باشد نفس او منصرف گردد .
و نيز خاصيّت نفس آدمى آن است كه چون سدّ حواسّ و ترك اشتغال كند و رياضت پيش گيرد هر چيز كه سفليّات است و درين مركز زمين است او آن را بيند و بداند . و اين نوع به اسلام و عدم اسلام تعلّق ندارد ، از خاصيّت و قدرت نفس مرتاضه است .
چنانك مثلا بخشى و جوكى و برهمن از دو روزه و ده روزه راه خبر باز دهند و آنچ در پس ديوارها محجوب باشد برو عيان شود .
و بر فلاسفهء علوم رياضى عقلى و حقايق خواصّ اشياء و ادراك غوامض علومى كه غير دين و عالم روحى باشد منكشف گردد . و رهبانان نيز كه در ديرها از احوال عجيبهء ارضى كه خارق عادات باشد و معانى غريبهء سفليه خبر باز مىدهند .
و جمله اين طوايف از معارج و علوم انبيا و معارف انوار قلب و روح كه علويّات و الهيّاتاند خبر ندارند و در آن پرده گذر نيابند و راه ندانند .
هر كس كه متابع محمّد عليه السّلم نباشد هر چند كه در رياضت و تجريد و قطع علايق بكوشد در مراتب كشف حواسّ و نفس و عقل و خواصّ سفليّات و هر چيز كه تحت افلاك است راه يابد و ازين عوالم خبر باز دهد .
امّا در مقامات كشف قلب و روح و سرّ و معارف الهى غير مؤمنان و متابعان محمّد عليه السّلم راه نيابند . چنانك پيش از محمّد در هر زمانى هر پيغامبرى كه مبعوث مىگشت طرق ديگر انبيا مسدود مىشد و اين مكاشفات علوى و الهى مخصوص مىبود به متابعان همين پيغامبر . و اكنون اين مقامات علوى و آنچ وراى افلاك است مخصوص است به متابعان محمّد عليه السّلم و راههاى انبيا [ ى ] پيشينه مسدود است .
اكنون چون اين اصل و مقدّمه را دانستى بدان كه وحدت و خلوت و جمع آوردن همّت را
أوراد الأحباب وفصوص الآداب ( فارسى ) — صفحة 297
مساهمون: ايرج افشار
ص٢٩٧