در صفاى باطن مطلقا اثرى تمام است . هر كس كه درين افعال جادّهء شريعت و شعار سنّت و صدق متابعت رسول اللّه را ، صلّى اللّه عليه و سلّم ، محافظت نمايد نتيجهء او روشنائى قلب و زهد در دنيا و حلاوت ذكر باشد و با خداى به اخلاص معامله كردن مثل نماز و تلاوت و ساير عبادات .
و هرچگاه كه در خلوت و رياضت رعايت سياست شرع و متابعت محمّد رسول اللّه عليه السّلم نباشد نتيجهء او صفاى نفس و حواسّ باطن باشد كه در اكتساب علوم رياضت و معرفت خواصّ اشيا و دعوت كواكب و تسخير جنّ ازو استعانت و استمداد كند ، به مثل فلاسفه و دهريان و صابيات « 1 » و اهل تسخير و تنجيم خذلهم اللّه .
و هر چند اين معانى در مريد بيشتر شود بعد او از خداى تعالى بيشتر گردد ، و هر چند او با اين معانى بيشتر اقبال كند شيطان او را به اين طريق اكتساب علوم رياضت با ثمرهء تسخير و تنجيم يا راست آمدن سخنى كه گويد و خبرها باز دادن از سفليّات گمراهتر كند و غوايت و ضلالت او را بسيارتر گرداند تا او بكلّى ميل به آن طرف نمايد و خاطر او به آن ساكن شود و ظنّ برد كه به مقصود رسيده است و بر مطلوب ظفر يافته ، و نداند كه اين نوع فايده و اين فنّ مايده از نصارى و براهمه [ و ] رياضتكشان تبت و ستارهپرستان ممنوع و دريغ نيست و اهل اديان و ملل درين نوع شريكاند و فرق مختلفه ازين اقسام محظوظاند .
امّا اهل اسلام و سالكان طريقت و مشايخ حقيقت را از خلوت و رياضت و انواع اذكار و عبادات مقصود و مراد عبوديّت خداست بر سراط « 2 » مستقيم و طلب اخلاص و جمعيّت همّت جهت اقامت بندگى خداى را .
يكى از مشايخ مريد را گفت كه ارادت خداى تعالى از تو استقامت مىطلبد و تو از خداى كرامت مىخواهى ! اين جائز نباشد . زينهار تا طالب كرامت نباشى كه از حقّ بازمانى .
تو درين راه از خود همان طلب كن كه خداى از تو مىطلبد .
و گاه باشد كه خداى بر صادقان سالك درى بگشايد از خوارق عادت يا صدق و فراست يا خبر دادن از احوال مستقبل .
هامش
( 1 ) - كذا در اصل ، ظ : صابئان .
( 2 ) - ( - صراط ) .