رسول اللّه بخنديد .
و منها : اظهار علومى كه به عمل در نياورده است رخصت است .
و ادب او آن است كه به طريق افادت و نصيحت و ارشاد گويد كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلّم فرموده است : « نضّر اللّه امرأ سمع مقالتى فوعّاها فادّاها كما سمعها ، فربّ حامل فقه الى من هو افقه منه . »
و منها : پوشيدن خرقههاى مرقّع و پاره دوخته رخصت است .
و درين باب ادب آن است كه از چيزى كه شهرت يابد و انگشتنماى گردد اجتناب نمايد ، و اكثر اوقات خود را به شغل دوختن آن و پارههاى مناسب به يكديگر انداختن ضايع نكند ، و در تزيين « 1 » آن از حدّ درنگذراند كه آن تفويت وقت است بلافايدهء دينى و دنياوى .
و عادت شيوخ آن است كه چون فقير را بينند كه در تزيين مرقّع و لباس مىكوشد با او خصومت كنند كه آن علامت آن است كه فقير فوائد باطن را از دست داده است و مفقود كرده و به تزيين ظواهر مشغول شده .
مستحبّ آن است كه وسط را نگاه دارد كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلّم بعضيها را ديد با جامههاى كهنه و به غايت دريده ، پرسيد كه شما را هيچ مال هست ؟ گفتند هست .
رسول اللّه عليه السلام فرمود كه اثر آن بايد كه بر شما پيدا گردد .
و منها : و در وقت ملاقات يكديگر را معانقه كردن و تقبيل كردن رخصت است .
لكن بايد كه با هم شكل و جنس خود كنى ، و آن كسى باشد كه انسى داشته باشى .
ابو الهيثم « 2 » بن تيهان رضى اللّه عنه روايت مىكند كه رسول اللّه صلّى اللّه و سلّم در مدينه مرا پيش آمد و در كنار گرفت و مرا بوسه داد ، و رسول اللّه را از معانقه سؤال كردند . فرمود كه اثبات مودّت است .
و من الرّخصة : حبّ رياست رخصت است .
هامش
( 1 ) - اصل : تربيت ؟ اصلاح مبتنى بر استعمال تزيين در سطر ده و دوازده است .
( 2 ) - اصل : ابو القسيم .