تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أوراد الأحباب وفصوص الآداب ( فارسى ) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
و للحاجّ براءة من النّار . » و من الرّخصة : سفر كردن به جهت دوران شهرها رخصت است . و ادب درين آن است كه قصد او زيارت براى دينى باشد ، يا از حقّى كه كسى را برو باشد حلالى طلبيدن ، يا طلب علم ، و بعد از آن اگر او را غرضى باشد درين ضمن خود حاصل آيد . و منها : در سماع برخاستن و حركت كردن رخصت است . و ادب او آن است كه وقت را رعايت كند و بر سر كسى در نيايد و انبوهى نكند و مكان را بر اصحاب وجد تنگ نكند مادام كه وقت به حدّ باشد . امّا وقتى كه جمع به ذوق و مطايبه درآمده باشند او را نيز بر سبيل مساعده بىاظهار وجد شايد به سماع درآمدن « 1 » و ذوق كردن به ادب تمام ، لكن نگاه دارد تا خود را بر كسى نزند و مكان را فراخ دارد و خود را مست نسازد و حال و وجد از خود ظاهر مگرداند . و منها : مزاح كردن رخصت است . و درين باب ادب آن است كه از دوروغ « 2 » و غيبت و خصومت و محاكات و آنچ از مروّت نبود اجتناب نمايد . قال النّبىّ عليه السّلم : « انّ اللّه لا يؤاخذ المزّاح الصّادق فى مزاحه . » و على رضى اللّه عنه مىگويد كه رسول اللّه چون كسى را غمناك ديدى به مزاح او را شادمان كردى . و بسيار مزاح كردن نيز مكروه است ، خصوصا اهل حشمت را ، و در مثل است : « لا تمازح الشّريف فيحقد عليك و لا الدّنىّ فيجترئ عليك . » و از اخلاق رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلّم آن بود كه به اصحاب التفات نكردى ، از خوف آنك ناگاه در مزاح باشند و خجل گردند . و يكى از صحابه را درد چشم بود و خرما مىخورد . رسول اللّه فرمود ترا درد چشم است و خرما مىخورى ؟ گفت يا رسول اللّه به آن جانب مىخايم كه درد نيست و سالم است .
هامش
( 1 ) - اصل : آمدند . ( 2 ) - كذا در اصل .