و شرط ادب آن است كه بندهء محبّ در وقت بلا خود را عاجز و بيچاره نگرداند ، بلك جلدى كند و صبر نمايد .
ابو هريره رضى اللّه عنه از رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلّم روايت مىكند كه : « المؤمن القوىّ احبّ الى اللّه تعالى من المؤمن الضّعيف » . در كلّ امور خير و آنچ منفعت تو در آن است حرص و جهد مىنماى و از خداى تعالى استعانت مىخواه و عاجز مشو و به عجز خويشتن را مينداز كه هر چه خداى تعالى خواسته است و تقدير كرده هرآينه به تو خواهد رسيدن و عجز و بددلى هيچ سود ندارد و در امور شكّ و لفظ « اگر » در ميار ، كه در لفظ « اگر » باب عمل شيطان را مىگشايد .
ابن عطا مىگويد كه در وقت بلا صدق بنده از كذب او پديد مىآيد . هر كه در وقت نعمت و رجا شكر گويد و در وقت بلا و مشقّت جزع كند او كذّاب است ، قال اللّه تعالى :
« الم . أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ »
، الآيتين . قال اللّه تعالى :
« وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ حَتَّى نَعْلَمَ الْمُجاهِدِينَ مِنْكُمْ وَ الصَّابِرِينَ »
.
شيخ عالم سيف الدّين باخرزى را رضوان اللّه عليه جمعى از كافران قصد كردند و دشمنان سعيها نمودند و ايلچى به بخارا آمد و شيخ را در نماز گرفتند و بربستند و روز ديگر از شهر بيرون آوردند و به اردو مىبردند و چند هزار آدمى مشايعه كردند و از سر حزن آب از ديده مىباريدند و شيخ همچنان بربسته در بسط و فرح بود ، اين رباعى فرمود كه :
بىخويش و تبار و بىقرينم كردى * با فاقه و فقر همنشينم كردى
اين مرتبهء مقرّبان درِ تست * يا ربّ به چه خدمت اينچنينم كردى
بلا در وجود آدمى به منزلهء دبّاغ است كه رعونات و فرعونى را از مردم بيرون آرد و او را صلاحيت آن دهد كه از بلا استفادت تواند كردن .
جنيد مىگويد كه بلا چراغ عارفان است و بيدارى مريدان است و هلاك عارفان است .
شعر
للّه درّ النّايبات فانّها * صدء اللئام و صيقل الاحرار