تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أوراد الأحباب وفصوص الآداب ( فارسى ) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣

فصّ آداب الصّوفيّة فى الموت

رسول اللّه صلوات اللّه عليه فرمود : « اكثروا ذكر هادم اللّذّات فما ذكره عبد فى سعة الّا ضاقت و لا فى ضيق الّا اتّسع عليه . » و رسول اللّه در وقت مرگ مىگفت : « وا كرباه » . اهل حديث گفته‌اند كه « وا كرباه » جهت ترك تجلّد على اللّه تعالى مىگفت . و بعضى گفته‌اند اخبار كرد از شدت مرگ تا خلق از كربت او بر حذر باشند . و بعضى گفته‌اند اعتراف بود به عجز و تضرّع و تواضع تا مشروع گردد . و بعضى گفته‌اند كه در آن زمان آنچ او را موعود بود و لقاى ملك و دود كشف شد گفت « وا كرباه » ، يعنى از زحمت دنيا و زحمت خلق و از بقيّهء حجاب كه مانده بود كى باشد كه اين بقيّهء حجاب نماند و به ربّ الارباب زودتر و اصل گردد . شيخ خليل مىگويد كه در وقت وفات جنيد حاضر بودم . شيخ جنيد قرآن مىخواند . گفتم يا سيّدى زمانى به نفس خود رفق كن . جنيد گفت در هيچ وقت چنان احتياجم نبود كه درين زمان كه صحيفهء مرا طىّ خواهند كردن ، و ختم قرآن را تمام كرد و باز از سرآغاز كرد و هفتاد آيت از « البقره » بخواند و درگذشت . بلال را رضى اللّه عنه چون جان به دمى باز آمد مىخنديد و شادى مىنمود و مىگفت « غدا نلقى الاحبّة ، محمّدا و حزبه » ، يعنى كه امشب شب گيرى خواهم كردن و بامداد ديدار محمّد و ياران او كه دوستان من‌اند خواهم ديدن . خيّر نسّاج رضى اللّه عنه در وقت نزع به ملك‌الموت نظر كرد و گفت تو بندهء مأمورى و من نيز بنده‌ام مأمور . امّا آنچ تو بدانى مأمورى بر جاى است و آنچ من بر آن مأمورم حالى تمام خواهد
أوراد الأحباب وفصوص الآداب ( فارسى ) — صفحة 263 | ايرج افشار / أبو المفاخر يحيى باخرزى