فصّ آداب الصّوفيّة فى الموت
رسول اللّه صلوات اللّه عليه فرمود : « اكثروا ذكر هادم اللّذّات فما ذكره عبد فى سعة الّا ضاقت و لا فى ضيق الّا اتّسع عليه . »
و رسول اللّه در وقت مرگ مىگفت : « وا كرباه » . اهل حديث گفتهاند كه « وا كرباه » جهت ترك تجلّد على اللّه تعالى مىگفت .
و بعضى گفتهاند اخبار كرد از شدت مرگ تا خلق از كربت او بر حذر باشند .
و بعضى گفتهاند اعتراف بود به عجز و تضرّع و تواضع تا مشروع گردد .
و بعضى گفتهاند كه در آن زمان آنچ او را موعود بود و لقاى ملك و دود كشف شد گفت « وا كرباه » ، يعنى از زحمت دنيا و زحمت خلق و از بقيّهء حجاب كه مانده بود كى باشد كه اين بقيّهء حجاب نماند و به ربّ الارباب زودتر و اصل گردد .
شيخ خليل مىگويد كه در وقت وفات جنيد حاضر بودم . شيخ جنيد قرآن مىخواند .
گفتم يا سيّدى زمانى به نفس خود رفق كن . جنيد گفت در هيچ وقت چنان احتياجم نبود كه درين زمان كه صحيفهء مرا طىّ خواهند كردن ، و ختم قرآن را تمام كرد و باز از سرآغاز كرد و هفتاد آيت از « البقره » بخواند و درگذشت .
بلال را رضى اللّه عنه چون جان به دمى باز آمد مىخنديد و شادى مىنمود و مىگفت « غدا نلقى الاحبّة ، محمّدا و حزبه » ، يعنى كه امشب شب گيرى خواهم كردن و بامداد ديدار محمّد و ياران او كه دوستان مناند خواهم ديدن .
خيّر نسّاج رضى اللّه عنه در وقت نزع به ملكالموت نظر كرد و گفت تو بندهء مأمورى و من نيز بندهام مأمور . امّا آنچ تو بدانى مأمورى بر جاى است و آنچ من بر آن مأمورم حالى تمام خواهد