در خصوص احترام و توجّهى كه همگان نسبت به مقام شيخ سيف الدّين ملحوظ مىداشتهاند سندى كه مؤيد صحّت ادعا خواهد بود آنكه خواجوى كرمانى شاعر ( 689 - ظ 753 ) با اينكه زمان شيخ را درك نكرده قصيدهاى در حقّ و مدح سيف الدّين سروده است كه تمام چهل و پنج بيت را بايد در ديوان شاعر خواند و درينجا چند بيت آن نقل مىشود . البتّه اين امر مستبعد نيست كه پس از حيات عارفى شهير شاعرى او را مدح كند . بخصوص درين مورد كه فرزند شيخ در كرمان يعنى زادگاه خواجو مىزيسته و در همانجا نيز به خاك سپرده شده است . طبعا توان گفت كه شاعر به دو اعتقاد مىورزيده است . بارى آن ابيات اينهاست :
« يمدح الشيخ العالم قدوة الاوتاد و الاقطاب سيف الحقّ و الدّين الباخرزى قدس اللّه روحه
دوش چون سيمرغ زرين كوه بر قاف آشيان * آمدند از هر طرف مرغان شبخوان در فغان
. . . * . . .
گفتم آيا اين جماعت را كه باشد مقتدا * عقل مرشد گفت مقصود وجود انس و جان
گوهر درج ولايت قبلهء روى زمين * اختر برج هدايت زبدهء دور زمان
سيف دين الحقّ و الدّنيا امام الخافقين * شمع جمع اوليا سرّ إله المستعان
. . . * . . .
جسته سلطانان ز « فتحآباد » او فتح و ظفر * يافته شاهان ز حرز نام او امنوامان