تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أوراد الأحباب وفصوص الآداب ( فارسى ) — صفحة مقدمه 10

مساهمون:

صمقدمه ١٠
« ثم سمعت الذّكر من مولائى و ابى شيخ الاسلام كاشف الاسرار زبدة الاخيار برهان الحقّ و الدّين ابى المظفّر احمد بن سعيد بن المطهّر و هما اخذ الذكر عن حضرة شيخ العالم قطب الوقت وسيلة الخلق الى الحقّ ابى المعالى سيف الحقّ و الدّين سعيد بن المطهّر الباخرزى رضوان اللّه عليه و هو اخذه عن شيخ شيوخ الدّنيا نجم الحقّ و الدّين ابى الجنّاب احمد بن عمر الكبرى قدّس اللّه روحه و رضى عنه » . « 1 » فصيح خوافى در تأليف خود نوشته است كه : « وى خرقهء تبرك از دست شيخ تاج الدّين محمود بن حداد ( ؟ ) الاشنهى پوشيده در هرات گرفت » « 2 » و بنابراين عبارت قبل از اينكه به خوارزم برود و خرقه از دست نجم الدّين كبرى بپوشد در هرات نيز صوفى ديگرى به دو خرقهء تبرّك پوشانيده بوده است . سيف الدّين باخرزى پيش از سال 618 كه شهادت نجم الدّين كبرى در آن سال روى داد از جانب نجم الدّين به بخارا رفت و تا پايان عمر به عزّت تمام و احترام بسيار در آنجا زندگى كرد . يعنى بيش از چهل سال در آن شهر زيست . مردم شهر و ناحيت بخارا به دو احترام و اعتقاد كامل داشتند و مورد توجه كامل عامّه بود . در همين شهرست كه ملقّب به « شيخ عالم » گرديد . شيخ سيف الدّين در راه ترويج طريقهء كبرويّه و بسط دين اسلام بنا بر آنچه در « اوراد الاحباب » مىخوانيم از صدمه و آزار كافران بىنصيب نبود . ابو المفاخر يحيى مىنويسد : « شيخ عالم سيف الدّين باخرزى را رضوان اللّه عليه جمعى از كافران قصد كردند و دشمنان سعيها نمودند و ايلچى به بخارا آمد و شيخ را در نماز گرفتند و برفتند و روز ديگر از شهر بيرون آوردند و به اردو مىبردند و چند هزار آدمى
هامش
( 1 ) - اوراد الاحباب و فصوص الآداب ، ورقb64 . ( 2 ) - ذيل حوادث 646 مأخوذ از « ذيل بارتلد » ، دربارهء شيخ تاج الدين محمود اشنهى به حواشى صفحات 307 و 352 « شد الازار فى حط الاوزار عن زوار المزار » مراجعه شود .