تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أوراد الأحباب وفصوص الآداب ( فارسى ) — صفحة مقدمه 11

مساهمون:

صمقدمه ١١
مشايعه كردند و از سر حزن آب از ديده مىباريدند و شيخ همچنان بربسته در بسط و فرح بود ، اين رباعى فرمود :
بىخويش و تبار و بىقرينم كردى * با فاقه و فقر همنشينم كردى
اين مرتبهء مقرّبان درِ تست * يا رب به چه خدمت اين‌چنينم كردى » « 1 »
سيف الدّين باخرزى مورد تفقّد و بزرگداشت سلاطين و پادشاه‌زادگان واقع مىشد . ابى الفضل بن محمّد معروف به جمال القرشى در « ملحقات الصراح » مىنويسد كه بركه خان پسر توشى چون به بخارا آمد شيخ را زيارت كرد و خدمتش را دريافت « 2 » . بنا بر آنچه عطا ملك جوينى در جهانگشا نوشته « 3 » و رشيد الدّين فضل اللّه تقريبا همان عبارات را در جامع التّواريخ آورده است « 4 » و پس از آن حبيب السّير و روضة الصفا آن مطلب را نقل كرده‌اند مادر منكو قاآن موسوم به سرقوتى به يكى « 5 » با وجود آنكه عيسوى مذهب و مروّج و حامى دين نصارى بود هزار بالش نقره از مال خود را به منظور بناى مدرسه در بخارا وقف كرد و اداره و توليت آن را در عهدهء سيف الدّين باخرزى واگذاشت و همچنين چند ديه را بر آن مدرسه وقف كرد . بنا بر قول صاحب رياض السّياحة منكو قاآن نيز نسبت به شيخ احترام فراوان ملحوظ مىداشت . همچنين به شرحى كه پس ازين در ذيل احوال برهان الدّين احمد فرزند شيخ و پدر مؤلّف خواهيم ديد ، معلوم مىشود كه سلاطين قراختايى كرمان مقام بلند و پرهيزگارى شيخ سيف الدّين را دريافته بودند و تركان خاتون براى اينكه شيخ يكى از فرزندان خود را به كرمان بفرستد تحف و هداياى بسيار به خدمتش روانه كرده بوده است . « 6 »
هامش
( 1 ) - اوراد الاحباب و فصوص الآداب ص 270 چاپ حاضر . ( 2 ) - بنقل بارتلد در قسمت منتخبات متون نقل شده در ذيل تركستان ، ص 136 . ( 3 ) - جهانگشا ، 3 : 9 . ( 4 ) - جامع التواريخ ، 1 : 581 . ( 5 ) - نام او به اشكال مختلف در متون آمده و مرحوم محمد قزوينى در حاشيهء جهانگشا آنها را نقل كرده است و درينجا شكل مضبوط آن مرحوم مناط نقل قرار گرفت . ( 6 ) - سمط العلى للحضرة العليا ، ص 43 و تذكرة الاولياء محرابى كرمانى ، ص 79 .