موجب بقا و قيام خلق است ، « جعلها اللّه قياما للنّاس » ، و قال عليه السّلم : « الحجر الاسود يمين اللّه » ، و در جميع اماكن قبله اوست ، « فولّوا وجوهكم شطره . »
و از حيوانات آدمى كعبه است كه خليفة اللّه است ، و در حديث آمده است كه « خلق آدم على صورته » ، و قايم است بر هر چه در آسمان و زمين است .
و معرفت به كنه او نمىرسد ، چه معرفت او مستلزم معرفت حقّ است ،
« وَ سَخَّرَ لَكُمْ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً . »
و باز از آدمى قلب او كعبهء اعضا و ابعاض اوست ، « قلب المؤمن عرش اللّه » ،
« الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى . »
و از حروف الف كعبه است و او را اوّل نيست و انتها نيست . او مدّهاى است از هواى صدر . ابتداى او از همزه مىتوان كردن كه معرب است و بدل اوست . چه به مدّه ابتدا نتوان كردن ، و آخر او نيز منقطع نيست ، جز آنك گوينده صامت گردد ، و الف به وجود حاضر است و كنه او غايب است .
و الف بر اللّه دلالت كند فحسب ، قال اللّه تعالى :
« الم »
.
شيخ عالم سيف الدين باخرزى مىفرمايد ، رضى اللّه عنه :
بيت
لا همچو نهنگ در كمين است ببين * الّا چو خزانه در يقين است ببين
از تو به تو خطّى است كشيده چو الف * سرّ ازل و ابد همين است ببين
و بر همين مثال كعبهء اجرام علوى عرش است كه محلّ استوا اوست . پس غرض از جملهء اين سخن و نظاير آن است كه لفظ كعبه استعارت است بر معنىاى كه قايم جامع باشد و حاضر به وجود و غايب به كنه ، و آن معنى مقصود و مطلوب باشد .
خرابات
شيخ العالم سيف الدين باخرزى رضى اللّه عنه مىفرمايد :
بيت
با دل گفتم كاى دل پرخاش طلب * در صومعه وَ سرِ مصلّاش طلب