تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أوراد الأحباب وفصوص الآداب ( فارسى ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
اكنون بدانك معرفت حقّ را « كأس » گويند و كأس را به پارسى قدح و ساغر و جام خوانند . شراب طهور صافى محض معرفت حقّ است كه از ميان خلق سرّى مشيّت بعضى از بندگان از خاصّ خود را بدهد ، و خورندگان آن شراب معرفت كأس را گاهى در صورت مشاهده كنند ، و گاهى در معنى مشاهده كنند ، و گاهى به طريق علم مشاهده كنند . مشاهدهء صورتى حظّ ابدان و انفس است ، و مشاهدهء معنوى حظّ قلوب و عقول است ، و مشاهدهء علمى حظّ ارواح و اسرار است . و اين كأس شراب فضل خداى تعالى است تا به كه دهند ، و
« ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِيمٌ . »
و جماعتى از محبّان اين بارگاه را گاهى از يكى كأس شراب دهند ، و گاهى از كأسهاى بسيار همه را نصيب دهند ، و گاهى هر يكى را از كأس على حدّه دهند ، و گاهى يكى كس را از چندين كأس دهند ، و همچنين نيز به عدد كئوس شرابها نيز مختلف است . و گاهى از يكى كأس چندين شرابهاى مختلف در دهند و چندين هزار قوافل بىعدد محبّان از آن كأس بخورند و هنوز باقى باشد . خوشا وقت كسى كزين شراب عذب طهور صافى در كشد و دايما در سكر و صحو او باشد . بيت
زان مى صاف كه چون بر ره دل دام نهد * شاه بازان چو موسى و چو عيسى گيرد
مطربش ناله و دردش قدح و ساقى دوست * فرّخ آن دست كه اين عروهء وثقى گيرد

دير

كليسيا و دير عبارت از عالم اطلاق است و آن عالم وحدت ذات است و عالم روحانى است كه
أوراد الأحباب وفصوص الآداب ( فارسى ) — صفحة 244 | ايرج افشار / أبو المفاخر يحيى باخرزى