و آن قصيدهء شيخ ابن الفارض قدّس اللّه روحه كه در ديباچهء كتاب آوردهايم درين معنى است .
شعر
شربنا على ذكر الحبيب مدامة * سكرنا بها من قبل ان يخلق الكرم
لها البدر كأس و هى شمس يديرها * هلال و كم يبدو اذا مزّجت نجم
بيت اوّل اشارت به معرفت و اتّحاد و محبّت عهد « الست بربّكم » و سرّ ازل است . و معنى بيت دوّم آن است كه ماه شب چهارده را كه بدر گويند به كأس تشبيه كرده كه هر دو مدوّر و مصقولاند ، و كأس اقتباس نور از شراب مىكند چنانك بدر اقتباس از آفتاب مىكند و هر دو مملوّاند يكى از آفتاب و يكى از شراب ، و ظرف را تا مملوّ نباشد خود كأس نگويند .
و « مدامه » را به شمس تشبيه كرده است از جهت درخشيدن و افاضت نور و اعطاى منافع .
و « ساقى » را به هلال تشبيه كرده است از غايت سرعت دوران هر دو ، و رقّت و لطافت هر دو .
و « حباب » را كه در وقت امتزاج آب در شراب بر سر قدح مىآيد به ستاره تشبيه فرموده است ، از جهت آنك در صغر و كبر هر دو به يكديگر قريباند ، و هر دو روشناند ، و هر دو كروىاند و قبّه را مىمانند . معانى ظاهر بيت اين است .
امّا تلفيق او به طريق تحقيق به احتمال ، و احتمال آن است كه ارادت شيخ ربّانى ابن الفارض قدّس اللّه روحه ازين بدر كه او را به « كأس » تشبيه كرده است امتلاى قلب عارف است به نور حقّ .
و مراد ازين شمس كه به « مدامه » تشبيه كرده است اشراقات نور خداست در سر .
و مراد ازين « هلال » مشبّه به ساقى تباشير نور ارادت است در دل سالك ، جهت آنك ارادت اوّل درجهء حركت مريد است ، چنانك هلال اوّل ظهور بدر است . و چنانك ساقى در دوران سرعت مىنمايد و حريفان را بر شرب مدام تحريض مىكند ارادت نيز سالك را بر قطع مراحل كه هر زمان مرحله مرحله رود برمىانگيزد ، و بر بريدن منازل كه هر روزش منزل منزل برد باعث مىشود ، و از مكث و وقوف مانع مىآيد .