تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أوراد الأحباب وفصوص الآداب ( فارسى ) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
از ما دورىّ و در يكى پيرهنى * پس من كىام اى جان و جهان گر تو منى
نى من منم و نه من توام ، نى تو منى * هم من منم و هم تو توى ، هم تو منى

شرب

خوردن و در كشيدن شراب آن است كه قلب را و اوصال و عروق را ازين شراب محبّت كه صفت كرديم بدهد و بخوراند تا مست شود و مملوّ گردد . و شرب شراب هرآينه به نسبت و تربيت و تهذيب تواند بودن و هر كسى را بر قدر حال او دهند . يكى را بىواسطه دهند . اللّه سبحانه و تعالى خاصّ جهت او را خود متولّى و ساقى گردد ، « و سقيهم ربّهم شرابا طهورا . » شيخ العالم سيف الدّين باخرزى رضوان اللّه عليه فرموده است « سقيهم ربّهم » تمام است ! « شرابا طهورا » كدام است ! و يكى ديگر را از جهت وسائط به وسايط دهند ، چنانك ملائكه و علما و اكابر مقرّبان . و ازين خورندگان « 1 » بعضى به مجرّد آنك كأس را بينند ناچشيده مست شوند و ازينجا قياس كن تا حال آنها كه بچشند ، و باز آنها كه بياشامند ، و باز آنها كه سيراب شوند ، و باز آنها كه به اين شراب مست شوند چون باشد و كار ايشان به كجا رسد ! و باز ازين بلندتر مرتبهء آن كسان كه ازين سكر باز به صحو آيند و به همين نسبت سكر نيز برين مراتب است و ارباب سكر نيز در بعضى مرتبهء اعلاتراند و بعضى نازل‌تر . بيت
برون نمىرود از خانقه يكى هشيار * كه پيش شحنه بگويد كه صوفيان مستند !
هامش
( 1 ) - اصل : خوارنده‌گان .