مىآيد اهل تحقيق خود بدان مراجعه خواهند كرد و درينجا تنها مقصود معرفى وقايع حيات اوست .
پيش از آنكه به حوادث زندگانى شيخ بپردازيم تذكار اين نكته واجب است كه ابو المفاخر يحيى در كتاب اوراد الاحباب و فصوص الآداب نوشته است كه سيف الدّين باخرزى « روزنامهء » حيات خود را پنهان تحرير مىكرد و پس از مرگش به دست افتاد و افسوس كه از آن چيزى در دست نيست . عين عبارات مذكور در اوراد چنين است :
« و شيخ العالم سيف الدّين باخرزى را رضى اللّه عنه روزنامه بوده است پنهانى كه بعد از وفات شيخ آن را ديدهاند كه حركات و سكنات جميع عمر را شيخ بر آنجا ثبت [ كرده ] بوده و هر هديه كه به حضرت شيخ آورده بودهاند تا به خمرهء جغرات كه پيرزنى آورده باشد نبشته بوده و نماز و دعائى كه در عوض آن شيخ كرده بود نبشته تا به حدّى كه مدّت طهارت و حيض زنان و كنيزكان و اختلاف او چنان كه حكم شرع است ثبت بوده است تا نبايد كه سهو شود ، و هر جفايى و جورى را كه دشمنان و حاسدان در حقّ شيخ كردهاند و شيخ در شب چند ركعت نماز در عوض آن جفا و جور براى آن كس گزارده است و دعا و خيرى كه او را كرده بود آن جمله در روزنامه ثبت بود . » « 1 »
* * * شيخ سيف الدّين مقدّمات علوم را در زادگاه خويش و فقه و قرائت و تفسير را نزد استادان
هامش
( 1 ) - اوراد الاحباب و فصوص الآداب ، ورقa87 ( جلد اول ) .