تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أوراد الأحباب وفصوص الآداب ( فارسى ) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
مشغول مىكرد و او تنها در گوشهء آن خانه نماز مىكرد ازين قبيل است . استماع نغمات چون به سمع نمازگزار كامل بالغ فرود آيد نفس او به آن متنعّم گردد و مورد روح او را ازين نغمات انس و صفا زيادت شود ، جهت آنك نفس او درين تمتّع و تنعّم با وجود طمأنينه از روح بعيد است و صفت بيگانگى دارد و اين بعد و اجنبيّت او از روح از از اصل وضع جبلّت است . روح اقسام و انواع فتوح را وافر استيفا مىكند و اين الحان سماع كه در سمع او طارق مىشود او را از فهم كلمات تنزيل الهى و حقيقت مناجات مانع و حائل نمىگردد ، و هر قسمى ازين اقسام را بىمزاحمت در حال خود مىرساند و اين قوّت از سعت سينه است كه به ايمان منشرح شده باشد ، و اللّه المحسن المنّان . و از اينجا گفته‌اند كه سماع قومى را همچون دارو و دواست ، و قومى را چون غذا ، و طايفه‌اى را همچون بادويزن « 1 » كه مگس تشويش خواطر متفرّقه را ساعتكى از خود براند . و آنچ ازين مرتبهء كمال و بلوغ بيان كرديم كه اقسام بكا درين مرتبه باز به مرد عايد گردد و بر بنده ظاهر شود يكى دليل اين حديث است كه نوشته شده است در اوّل فصّ كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلّم ابىّ بن كعب را فرمود كه قرآن بخوان . گفت قرآن بر تو نازل شده است ! من خوانم ؟ رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلّم فرمود : « احبّ ان اسمعه من غيرى » . ابىّ سورة النساء افتتاح كرد . به اين آيت رسيد :
« فَكَيْفَ إِذا جِئْنا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَ جِئْنا بِكَ عَلى هؤُلاءِ شَهِيداً »
، از هر دو چشم رسول اللّه آب روانه شد ، « فاذا عيناه تهملان . » و به روايت ديگر آن است كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلّم پيش حجر اسود آمد و استلام كرد و روى مبارك خود را زمانى دراز بر حجر اسود نهاد و بگريست و گفت : « يا عمر هاهنا تسكب العبرات . » و درين كه اقسام گريه درين مراتب كمال بر بندهء كامل متمكّن باز عايد مىگردد فضيلتى تمام است ، و دليل آنك رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلّم از حضرت عزّت به دعا درخواست : « اللّهم ارزقنى عينين هطّالتين . »
هامش
( 1 ) - ( - بادبيزن ) .