پس مرد بالغ آنست كه پيش از سماع همچنان باشد كه در عين سماع .
و شيخ حمّاد مىفرمايد كه گريه از بقيهء وجود است .
و هر كه اين سخنان را فهم كند و به اين اشارات عارف گردد بداند كه معانى كلّ اين كلمات به يكديگر قريب است ، و هو عزيز الفهم عزيز الوجود .
بيان حقيقة البكاء عند السّماع
بدان كه گريندگان را در سماع مواجيد مختلفه است : يكى از شوق گريد ، و يكى از خوف ، و يكى از فرح .
بيت
طفح السّرور علىّ حتّى انّنى * من عظم ما قد سرّنى ابكانى
ابو بكر كتانى مىگويد كه سماع عوام بر موافقت طبع است ، و سماع مريد رغبت و رهبت است ، و سماع اوليا رؤيت آلاء و نعماء است ، و سماع عارفان بر مشاهده است ، و سماع اهل حقيقت بر كشف و عيان است ، و هر قومى ازينها را مصدرى و مقامى است .
و گفته است كه وارد چون فرود آيد در باطن معنى هم شكل يا موافق را بيابد ، با هم شكل خود بياميزد ، و با موافق خود ساكن شود .
و اين طوايف همه اهل سماعاند و آن حكايات كه گفتيم حال كسانى است كه از سماع بلندتراند .
و از اقسام گريه كه بيان كرديم اعلاتر گريهء فرح است . جهت آنك به مثابهء آن است كه غايبى برسد و بعد از طول غيبت ديدار اهل و احباب را بيند ، از قوت فرح و كثرت نشاط گريان شود .
و در درجات گريه كه خوف و شوق و فرح است يك مرتبهء ديگر هست كه ازين هر سه عزيزتر است و آن را به ذكر درآوردن و نشر آن كردن به بيان و بنان بس عظيم و مشكل است .
هر كه به آن مرتبه برسد و به آن درجه و اصل شود آنگاه به او عارف گردد و خود بيابد