تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أوراد الأحباب وفصوص الآداب ( فارسى ) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧
آنچ بيايد ، جهت آنك از غايت عزّت را أفهام از درك آن قاصر است و عقول از فهم آن عاجز و آن گريهء وجدان است ، و او در مواطن حقّ اليقين پديد آيد و از عالم حقّ اليقين درين دنيا تجليّات و الهامات است كه در بواطن صدّيقان نازل مىگردد . آيت بكاى وجدان در بعضى از آن مواطن ظهور حقّ اليقين پديد آيد گريه وصف حدثان است . چون از وصف قديم سطوت عظمت رحمن به ظهور آيد از وجود محدث درين موطن گريهء وجدان پديد آيد . و بكاى وجدان غير بكاى فرح است . بندهء كامل بالغ در وقت نغمهء غنا از بقيّهء آثار وجود مجرّد و مخلّع شود و در انوار قديم منغمر و فانى گردد . باز از آنجا به مقام بقا ترقّى كند و وجود را درين مقام باز به او ردّ كنند تا مظهر بقا گردد . درين مقام انواع و اقسام گريه را كه خوف و شوق و فرح و وجدان است همه به او دهند و اين جمله در صورت مشاكل همديگرند و در حقيقت به فرقى لطيف مباين باشند و جز ارباب آن مقامات آن را درك نكنند ، و درين مقام و موطن بقاى وجد سماع و التذاذ او به نغمات و معانى باز به او عايد گردد . و لكن بنده‌اى كه درين مقام باشد مقدور و مقهور او شود چنانك او در سماع متصرّف گردد ، نى سماع در وى . اگر خواهد سماع را بيارد و اگر خواهد ردّ كند ، و اين چنين سماع از آن كامل متمكّن صاحب نفس مطمئنهء منوّره است كه آن نفس او طبيعت خود را بگذاشته باشد و اكتساب اطمينان كرده و به بعضى از معانى روح خود مكتسى شده . و معنى سماع چنين كاملى آن باشد كه نفس خود را به سماع تمتّع دهد ، چنانك اصحاب جدّ وقتها نفس خود را به لذّات و شهواتى كه شرعا مباح باشد تمتّع دهند ، بىآنك نفس كاملهء او را ازين سماع مزيد حالى و اثرى باشد يا درو نقصانى و اثرى پديد آيد . از بهر آنك اين نفس در دست بندهء كامل بالغ به مثابهء طفلى است در كنار پدر كه وقتها به هر نوع غذاى آن طفل را شادمان گرداند . و حكايت شيخ ابو محمد راسبى « 1 » را كه در اوايل فصّ نوشته‌ايم كه اصحاب را به سماع
هامش
( 1 ) - اصل : راسى .