و هيچ شيخى سماع را عادت و خلق نساخته است و اوراد و عبادات را براى او ترك نكرده است و در توقّف نداشته و او را وقتى و شبى يا روزى معيّن نكرده .
نزديك امام شافعى رضى اللّه عنه غنا و لهو مكروه است ، به علّت آنك مشابه باطل است و كفر است . هر كه غنا بسيار گويد او سفيه باشد و شهادت او مردود . و اتّفاق اصحاب شافعى آن است كه از زن نامحرم اگر حرّه باشد يا مملوكه ، روى گشاده يا به حجاب مستوره ، استماع ازو جائز نيايد . امّا قرائات به الحان و تحسين صوت روا باشد .
و به نزديك امام ابو حنيفه رحمة اللّه عليه سماع غنا از ذنوب است .
امّا جمعى از فقها كه سماع را مباح داشتهاند اعلان او و محافل بزرگ جمع كردن برآء « 1 » او را مباح نداشتهاند .
و رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلّم گفت : « كان ابليس اوّل من ناح و اوّل من تغنّى . »
و عبد الرّحمن بن عوف روايت مىكند كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلّم گفت : « انّما نهيت عن صوتين فاجرين ، صوت عند نعمة و صوت عند مصيبة . »
و فضيل عياض مىگويد : « الغناء رقية الزّنا . »
و گفتهاند سماع شهوت را زيادت كند و نايب خمر است كه با مردم آن مىكند كه مستى خمر كند ، و اين سخن صحيح است از براى آنك طبع موزون به غنا و اوزان مست مىشود و از صاحب طبع در وقت استماع غنا حركات صادر مىشود مثل دست و انگشت زدن و بانگ و رقص كردن ، و آن حركات دلالت است بر سخافت عقل و بىخبرى .
و ديگر در مقام انصاف تفكّر كن و جمعيّت اهل زمان ما را به اجتماع صالحان سلف و مشايخ ما تقدّم نسبت مكن كه ايشان به عهد رسول اللّه اقرب بودند و معاش ايشان بر جادّهء كرام صحابه بود .
عبد اللّه بن عروة بن الزّبير مىگويد كه از جدّهء خود اسما دختر ابو بكر رضى اللّه عنهم پرسيدم كه اصحاب رسول اللّه در وقت قرائت قرآن چه مىكردند ؟ اسما گفت آن مىكردند كه خداى تعالى به آن صفت ايشان را در قرآن ياد كرده است و همان آنك آب از چشمهاى ايشان
هامش
( 1 ) - كذا در اصل ، ( - براى ) .