و مريدان بايد كه آن خرقهها را بر مصلّى دوزند يا بر خرقهء خود يا بر كلاه خود ، و هر وقت كه نظر بدان مىافتد صاحب خرقه را دعا گويند ، و به كودكان و عوراتى كه اين طايفه را اعتقاد ندارند « 1 » ندهند ، نبايد كه حرمت آن نگاه ندارند .
هر كه برين جمله كه ياد كرده آمد نرود او را از متصوّفه نشايد خواندن و در خانقاه نشايد ساكن شدن .
و شيخ ابو سعيد بن ابى الخير قدّس اللّه روحه مىفرمايد كه در سماع جامه را البته به اختيار نشايد شقّ كردن و اين را اصلى نيست . بايد كه هيچ كس جامه را ندراند و اگر جامهء كسى ديگر را تخريق و شقّ كند آن از جهل او باشد ، الّا كه شيخ اگر جامهء مريد را بدراند او را در مريدان حكم و تصرّف رسد .
بيان حرمة السّماع و حلّه و وجه الانكار فيه
وجه حرامى و انكار سماع آن است كه جماعتى مريدان كه در مبادى ارادتاند و نفوس ايشان بر صدق مجاهده نياراميده و علم صفات نفس و احوال قلب در باطنشان به ظهور نيامده و حركات ايشان به قانون علم مضبوط نشده و آنچ در وقت مضرّ و نافع است نشناخته ، در سماع صوت و شعر موزون يا معانى مطبوع و مرغوب مىشنوند و بىبصيرت و علم برمىخيزند و به وزن طبع مناسب ثقل و خفّت آن به قرائت صوت و اوزان او به دست و پاى و بدن حركت مىكنند و حجاب نفس و سبل ظلمت و عمى بر روى دل ايشان منبسط مىشود و از نشاط شيطانى كه از طبع منبعث مىگردد برمىخيزند و رقصى موزون به تصنّع ممزوج كه پيش اهل حقّ حرام است مىكنند و اين را طيب و ذوق مىدانند و ايشان خود هرگز روى دل و طيب و ذوق دل به خداى تعالى نديدهاند و ندانسته . آرى اين حركات لذّت هست ، لكن از آن دل ملوّن به لون نفس مايل به هوا و هوس به هلاك خود مستعجل و موافق .
و در اين حركات حسن نيّت را ندانسته و به شروط صحّت ارادت عارف نيامده ، رقص چنين كسان هم نقص باشد . جهت آنك از طبع صادر گشته است و نيّتى صالح نيز قرين او نگشته
هامش
( 1 ) - اصل : نه دارند .